تبليغاتX
همسفر عشق



انتظار هميشگى

انتظار، وقت نمی شناسد، صبح و شام نمی شناسد، گاه و بيگاه نمی شناسد. انتظار سوز شوقى است كه به جان می افتد، شعله عشقى است كه در دل میگيرد، تا جان به تن منتظران است و تا دلشان میتپد، انتظارشان میسوزاند و گرما میبخشد. در خانه اند يا در كوچه و بازار، در بسترند يا در كشاكش كار، در تنهايى يا در اجتماع، در آسانى يا در سختى، در سلامت يا در مريضى، در وطن يا سفر، در هر زمان، در هر جا، و در هر حال، فكر و ذكر منتظران مشغول به يار مورد انتظار است. اصلاً بنده مؤمن خدا، در دوران غيبت امامش، لحظهاى را بى انتظار نمی گذراند:
انّ احبّ الاعمال الى اللّه عزّوجلّ انتظار الفرج و مادام عليه العبد المؤمن.
محبوبترين كارها در نزد خداى عزّوجلّ انتظار فرج است و بنده مؤمن همواره در حال انتظار به سر می برد. [4] ) و امام صادق(عليه السلام) فرمود:
انتظر الفرج صباحاً و مَساءً.
در هر صبح و شام منتظر فرج باش! اين فرمان امام به انتظار، از نگاهى ديگر نوعى خبردادن از نامعلومى زمان فرج است، به عبارت ديگر شايد مقصود اين باشد كه صبحگاهان منتظر فرج باش، زيرا چه بسا تا شامگاهان فرج فرا برسد; و شامگاهان منتظر فرج باش، زيرا چه بسا تا صبحگاه بعدى ظهور امضاء گردد.

پی نوشتها:
[4] ـ بحارالأنوار، ج 52، ص 133.
نویسنده: مرتضی ولی نژاد | تاریخ: 89/10/25 | موضوع: انتظار ظهور قائم آل محمد(عج) |

گمشدگان منتظر

پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم) در روايتى شگفت میفرمايد:
بر خدا سزاوار است كه اهل ضلالت را به بهشت وارد سازد؟
حقيقٌ على اللّه أنْ يُدخِلَ اَهلَ الضَّلالِ الجنّة.

[1] )

ضلالت و بهشت ؟؟! آيا پذيرفتنى است؟ اين غرابت شايد در همان دوران هم همه را به شگفتى كشانده باشد. و شايد از همين روست كه اميرالمؤمنين(عليه السلام) برادر و يار هميشگى پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم)سخن او را تبيين و تفسير میكند:
پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) با اين تعبير ايمان آوردگانى را قصد فرمود كه در زمان فتنه بر پيروى از امام غائبِ خويش به پا خيزند، امامى كه جايگاهش پنهان و وجود نازنينش پوشيده از همه ديدگان است.
آنان به پيشوايى او اقرار دارند و به ريسمان ولايت او چنگ زده و چشم انتظار ظهور او هستند. يقين می ورزند، ترديد ندارند، صابر و شكيبا، و تسليم فرمانهاى او هستند.
ضلالت آنها تنها به اين معناست كه نسبت به جايگاه امامشان و شناسايى شخص پيشوایشان گمشده به حساب مىآيند. [2] ) پس اين گمشدگى است نه گمراهى! و اين گمشدگى ماست نه گمشدگى امام! اين گمشدگى را به تعبيرى ديگر میتوان سرگشتگى ناميد. و زيباست تعبير مولا كه فرمود: در زمان فتنه به پيروى از امام بر میخيزند. [3] ) گمشده نمینشيند، گمشده احساس آرامش نمیكند، گمشده از جستجوى راه دست نمیكشد، گمشده منتظِر در طلب امامش، در تكاپوى يافتن مولايش، سرگشته و سرگردان است. پس يكى از ويژگيهاى منتظرين را همين سرگشتگى و سرگردانى و احساس گمشدگى میتوان دانست.

پی نوشتها:


[1] ـ بحار، ج 52، ص 143 به نقل از تفسير نعمانى.

[2] ـ مدرك پيشين.

[3] ـ الذين قاموا فى زمن الفتنة على الائتمام بالامام الخفىّ المكان.آنانكه در زمان فتنه به پيروى از امام غائب(عليه السلام) بر میخيزند. (مدرك پيشين، همان حديث)

نویسنده: مرتضی ولی نژاد | تاریخ: 89/10/24 | موضوع: |

امام (ره) از نگاه يک خبرنگار آمريکايي
«روبين وود زورث» درباره ملاقات خود با امام (ره) در جماران مي نويسد: « زماني که امام خميني از در وارد مي شد، احساس مي کردم از لابه لاي آن گردبادي از نيروي معنوي وزيدن گرفته، گويا در وراي آن عباي قهوه اي، عمامه مشکي و ريش سفيد روح زندگي جريان داشت، به طوري که هم بينندگان را محو تماشاي خود کرد. در آن هنگام حس کردم که با حضور او همه ما کوچک شده ايم و گويا در سالن کسي جز او نمانده است.

آري! او نور بود که بر قلب و روح همه حاضران تابيده بود، او تمام معيارهايي را که گمان مي کردم مي توانند مرا در تعريف و ارزيابي شخصيت و مقامش ياري کنند، در هم شکست. او با حضور خود آن قدر در ما اثر گذاشت که احساس کردم تمام روح و جسم ما را فرا گرفته است!

 ماني که روي صندلي خود نشست، احساس کردم نيرويي از وجودش ساطع مي شود، نيرويي بسان يک گردباد که اگر با دقت نگاه مي کردي، در مي يافتي نوعي «آرامش مطلب» در درون آن نهفته است، چرا که امام خميني (ره) بسيار جدي و استوار بود.
 رعين حال او را آن چنان ساکت و آرام مي يافتي که گويي نيروي ثابت و استوار در درون او جريان دارد و البته اين نيرو همان چيزي است که رژيم سابق ايران را به يک باره برچيد. حال آيا چنين شخصيتي مي تواند يک فرد عادي باشد؟ من تاکنون هيچ يک از مردان بزرگ را برتر از اين مرد يا نظيراو نديده ام.
 
منبع: انتظارنوجوان، شماره 55.
نویسنده: مرتضی ولی نژاد | تاریخ: 89/10/20 | موضوع: امام خميني(ره) |

نقش هاليوود در آخر الزمان

اشاره :
مجيد شاه حسينى، 36 سال سن دارد و رشته تحصيلى‏اش پزشكى است. تقريباً بيست سال است كه او به حوزه هنر و سينما رو آورده و در همين زمينه در دانشكده‏هاى مختلف به تدريس پرداخته است. وى در حال حاضر مدير گروه معارف اسلامى شبكه اول سيماى جمهورى اسلامى است.
در اين سالها او در زمينه فيلمنامه‏نويسى، تحليل محتواى فيلم، تاريخ سينما و نگاه معنايى به حوزه فيلم و سينما تلاشهاى ارزشمندى انجام داده است. از او مقالات مختلفى در نشريه‏هاى سوره، نيستان، نگارستان و ... به چاپ رسيده و كتابهايى نيز در زمينه‏هاى ياد شده از او منتشر شده است.
آنچه در پى خواهد آمد حاصل گفت‏وگوى مفصل ما با مجيد شاه حسينى در زمينه سينما و آخرالزمان است كه اميد است مورد توجه شما خوانندگان عزيز واقع شود.


لطفاً قبل از هر چيز تصويرى از سينماى غرب (بويژه هاليوود) و جهت‏گيرى عمده آن بفرماييد.

هاليوود1 در واقع يك نام استعارى و نمادين است كه براى مديريت امپراتورى تصويرى غرب انتخاب شده، والاّ در زمانى كه من و شما هستيم بيشتر يك شهرك توريستى است در حومه شهر لوس‏آنجلس آمريكا و طبيعتاً نمى‏خواهيم در مورد هاليوود فيزيكى صحبت كنيم؛ چون الآن يكى دو دهه‏اى است كه اصلاً عمر كمپانيهاى عظيم به يك معنا به سر آمده است؛ اگر چه كمپانيها وجود دارند، ولى در واقع نظام تصويرى آمريكا ديگر كمپانى محور نيست و كمپانيهاى كوچك‏تر و فرعى‏ترى سر برداشته‏اند كه به مراتب مؤثرتر و موذيانه‏تر از كمپانيهاى بزرگ عمل مى‏كنند و كمپانيهاى اقمارى، خرده تراستها، و شركتهاى كوچكى در گوشه و كنار كار خودشان را پيش مى‏برند و اتفاقاً در حوزه بحث ما - يعنى آخرالزمان و آنچه كه با بضاعت من تقديمتان مى‏شود - خيلى‏هايش به حوزه كار همين خرده تراستها و كمپانيهاى كوچك برمى‏گردد و فقط يك دفتر جمع و جور فنى، تكنولوژى، تصويرى، با امكانات البته فوق‏العاده بالا كه الان دارند در سطح جهانى موج‏سازى مى‏كنند. مثلاً امروز نقش دريم وركس2 و كارهايى كه آقاى اسپيلبرگ3 در آن انجام مى‏دهد يا شركت معروف جرج لوكاس4 و كارى كه او دارد انجام مى‏دهد شايد به مراتب تأثير گذارتر از كارهايى است كه پارامونت5 يا متروگولدن ماير6 و ديگران توليد مى‏كنند. البته سخنان من به اين معنى نيست كه كمپانيهاى بزرگ امروز نابود شده‏اند يا نيستند يا مثلاً از قبل بهتر شده‏اند يا از خباثت آنها كاسته شده؛ بلكه به اين معناست كه سيستم تصويرى آمريكا ديگر به آن صورت كمپانى محور نيست كه همه چيز زير سقف چند كمپانى اتفاق بيفتد و اين پديده، تحليل ما را آسان كند. يعنى اگر ما اين كمپانيها و محصولاتشان را بشناسيم و در واقع به ماهيت هاليوود پى برده باشيم؛ آن نگاه كلاسيك را به هاليوود فيزيكى نخواهيم داشت. منظور ما از هاليوود نظام مديريتى حاكم بر پروژه‏هاى تصويرى آمريكا به نحو اخص و مغرب زمين به نحو اعمّ و آن اتاق فكرى است كه تعيين مى‏كند كدام سوژه‏ها و كدام مفاهيم دستمايه كار تصويرى قرار بگيرد. هاليوود فيزيكى تاريخچه خودش را دارد كه خيلى به بحث ما مربوط نمى‏شود؛ چه شد كه ايجاد شد؟ رقيبان اروپايى‏اش، چه كمپانيهايى و چه مراكز و شهرك‏هاى سينمايى بودند؟ چه شد كه هاليوود آنها را تقريباً از دور رقابت خارج كرد و تمام نيروهاى كيفى و فنى و هنرى ساير شهرك‏هاى سينمايى كشورهاى اروپايى را جذب خود نموده و چگونه هاليوود از آغاز در ترويج سياستهاى دولت ظاهرى آمريكا و همچنين دولت پنهان آمريكا (سياستمداران صهيونيست) اين همه سال عمل كرده است؟ اينها قابل بحث است ولى مشخصاً به موضوع بحث ما مربوط نمى‏شود. در همين حد مى‏خواهيم هاليوود مورد بحث خودمان را تعريف كنيم.


ادامه مطلب
نویسنده: مرتضی ولی نژاد | تاریخ: 89/10/16 | موضوع: نقش و تأثیر رسانه ها در آخرالزّمان |

پشت پرده ی بازی های رایانه ای(قسمت اول)

سال های 70 – 1369 یک بازی رایانه ای در کنار بازی های دیگر رواج پیدا کرده بود که ماجرای نجات یک سرباز آمریکایی از دست نیروهای اسلامی توسط یک کماندوی آمریکایی بود. یعنی بازیگر رایانه ـ که فرقی نمی کرد من باشم یا شما و یا فرزندانمان ـ باید نقش آن کماندو را بازی می کرد که برای نجات سرباز امریکایی به خلیج فارس و بر فراز اسکله های نفتی می آید.

در این جنگ و گریز و کشت و کشتار بازیگر رایانه، باید سربازان مسلمان را با پیشانی بندهای یا مهدی و یا حسین و یا فاطمه و... بکشد و امتیاز بگیرد تا بتواند در نهایت به محل اسارت هموطن خودش برسد و او را نجات بدهد.

 

یادم نمی رود همان روزها به شدت با این بازی مقابله می کردم و هرجایی که سخنی پیش می آمد پسامدها ونتیجه ی آن را بازگو می کردم. می گفتم اینها با این کار دارند دو هدف را پی گیری می کنند: یکی اینکه در میان مردم خود، زمینه ی حمله به ایران یا هر کشور اسلامی را فراهم می کنند و با این قهرمان سازی ها انگیزه ی جوان امریکایی را برای کشتار مسلمانان فراهم و تقویت می کنند. دیگر اینکه در ذهن و اندیشه ی نا خودآگاه بچه های ما رسوخ می کنند.

یعنی یک کودک مسلمان که طبیعی است می خواهد در بازی طرف پیروز باشد چاره ای ندارد که بسیجی ها و سربازان  مسلمان و هموطن خود را بکشد و بازی را به نفع خود تمام کند. جالب این است که هر رزمنده ی مسلمانی که در مقابل کماندوی آمریکایی قرار می گرفت فریاد یا مهدی و یاحسین و الله اکبر سر می داد اما بازیگری که بچه ی من و شما بود باید با شلیک یک تیر، فریاد او را در گلو خفه می کرد.

 

 یادم نمی رود آن روز عده ای از خوش باوران، تحت این عنوان که این ها تنها یک "توهم توطئه" است، هرچند به حرف هایمان گوش می دادند اما چشمانشان داد می زد که دارند ته دلشان به این همه تندروی !! می خندند.
حدود سه سال پیش روزنامه ها نوشتند که حزب الله لبنان اقدام به طراحی و ساخت یک بازی رایانه ای کرده است که در آن قهرمان بازی یا همان کاربر رایانه، یک رزمنده حزب اللهی است که برای نجات اسیران حزب الله به دل اسرائیل یورش می برد و در نهایت اسیران خودی را آزاد می کند.
جالب است که همان روزنامه ها نوشته بودند:

رژیم صهیونیستی آن بازی را تحریم کرده و توسط سفارت خانه های خود در سراسر دنیا به همه ی کشورها اعلام کرده است که اگر کشوری این بازی را از حزب الله بخرد، اسرائیل بی درنگ روابط خود را با آن کشور قطع می کند.

وقتی این خبر را می خواندم در دل به ساده اندیشی خودمان گریه می کردم و می گفتم حتماً دوستان ما معتقدند که اسرائیل هم دچار توهم توطئه شده است.   


به یقین دیگر نمی توان باز های رایانه ای را تنها وسیله ای برای وقت گذرانی دانست. بازی رایانه ای، فقط یک تفریح بی خطر نیست؛ بلکه رسانه ای برای بیان و نهادینه سازی برخی پیام هاست. البته این پیام رسانی به صورت آشکار صورت نمی گیرد، بلکه در جهتی به دور از اهداف ظاهری و ابتدایی، از آن استفاده می شود. استفاده از باز های رایانه ای، در جهت هدف های سیاسی و نظامی، به آن جهت مزورانه است که برای مردم، ناشناخته است.

منبع: وبلاگ لبگزه

نویسنده: مرتضی ولی نژاد | تاریخ: 89/10/11 | موضوع: نقش و تأثیر رسانه ها در آخرالزّمان |

مهدى (عج) دركتاب و سنت

 در قرآن كريم آيات متعددى در شان مهدى، عليه‏السلام، وارد شده است، البته بايد توجه داشت كه باطن اين آيات و يا به عبارتى تاويل آنها به آن حضرت اشاره دارد، نه تنزيل آنها.

رسول خدا، صلى‏الله‏عليه‏وآله، مى‏فرمايد:

ما فى‏القرآن آية الا و لها ظهر و بطن (1) هيچ آيه‏اى از قرآن نيست مگر اينكه براى آن ظاهر و باطنى است.

امام باقر، عليه‏السلام، نيز در پاسخ كسى كه در همين زمينه از ايشان پرسش كرده بود، فرمود:

ظهرها تنزيلها و بطنها تاويلها (2)

ظاهر هر آيه تنزيل آن و باطن هر آيه تاويل آن است.

بطن‏ و تاويل‏ عبارت از مفهوم عامى است كه بعد از جدا كردن آيه از خصوصياتى كه آن را در برگرفته، به دست مى‏آيد، به گونه‏اى كه آيه در گذر ايام قابليت انطباق بر موارد مشابه با مورد نزول را پيدا كند. و اين همان چيزى است كه ماندگارى و فراگيرى قرآن را در عين جاودانگى آن تضمين مى‏كند.

ترديدى نيست كه براى قرآن دو نوع دلالت وجود دارد: يكى دلالتى كه بر حسب ظاهر آن و بر اساس شان نزول آيه به دست مى‏آيد، و ديگرى دلالتى كه عام و فراگير است و قابليت انطباق بر موارد مشابه را، بر حسب آنچه در طول زمان پيش مى‏آيد، داراست. به واسطه همين نوع دلالت است كه قرآن تا ابد زنده است و در همه زمانها شفابخش مردم و دواى بيماريهاى آنهاست.

اما برخى از آياتى كه در شان امام مهدى، عليه‏السلام، تاويل شده‏اند، به قرار زير است:

1. و نريد ان نمن على‏الذين استضعفوا فى‏الارض و نجعلهم ائمة و نجعلهم الوارثين، و نمكن لهم فى‏الارض (3)

و ما بر آن هستيم كه بر مستضعفان روى زمين نعمت دهيم و آنان را پيشوايان سازيم و وارثان گردانيم.

اين آيه اگر چه به مناسبت داستان فرعون و موسى و بنى‏اسرائيل نازل شده است، اما مدلول آن عام بوده و بيانگر سنتى است كه خداوند در ميان مردمان جارى ساخته است. به عبارت ديگر اين آيه بيان مى‏كند كه خداوند بزودى دستان مستضعفان را مى‏گيرد تا آنها را بر مستكبران غالب سازد و آنها را وارث شهر و سرزمين مستكبران نمايد.

در حديثى كه مفضل‏بن عمر روايت كرده چنين آمده است:

سمعت اباعبدالله، عليه‏السلام، يقول: ان رسول‏الله، صلى‏الله‏عليه‏وآله، نظر الى على و الحسن و الحسين، عليهم‏السلام، فبكى و قال: انتم المستضعفون بعدى.

قال المفضل: قلت: مامعنى ذلك؟ قال: معناه انكم الائمة بعدى، ان‏الله عزوجل يقول: و نريد ان نمن على الذين استضعفوا فى‏الارض و نجعلهم ائمة و نجعلهم الوارثين‏ قال، عليه‏السلام: فهذه الآية جارية فينا الى يوم القيامة. (4)


ادامه مطلب
نویسنده: مرتضی ولی نژاد | تاریخ: 89/10/11 | موضوع: امام مهدی (عج) در کتاب و سنت |

نه دی

مطمئن باشید که روز نهم دی  امسال هم در تاریخ ماند. این هم روز متمایزی خواهد شد. هرچه انسان در اطراف این قضایا فکر می کند، دست خدای متعال را، دست قدرت را، روح ولایت را، روح حسین بن علی (ع) را می بیند. این کارها کارهایی نیست که با اراده ی امثال ما انجام بگیرد. این کار خداست،این دست قدرت الهی است.

                                                                         امام خامنه ای 29دی ماه 88


نویسنده: مرتضی ولی نژاد | تاریخ: 89/10/06 | موضوع: |

سجده شكر براي حماسه تاريخي نهم دي

تاريخ شاهد جدال هميشگي حق و باطل است و كساني كه از تاريخ درس نمي گيرند محكوم به تكرار آنند. حكايت فرزندان اميه در اين سو و آن سوي خندق است. شولاي عرياني كفر مايه شكست سخت ابوسفيانيان در آن سوي خندق و پوستين وارونه نفاق با مسجد ضرار و قرآن بر سر نيزه مساوي گذراندن اصحاب پيامبر از لب تيغ در روز عاشورا است. وچه زود كوس رسوايي فرزندان اميه در عاشوراي حسيني(ع) به صدا درآمد و مختاريان تومار سفيانيان را در هم پيچيدند. نهم دي ماه پارسال نيز خداوند يد بيضايي قدرت خود را به ياري جبهه حق رساند و حق را بر سر باطل كوبيد ...« بل نقذف بالحق علي الباطل فيدمغه فاذا هو زاهق » (سوره انبياء ، آيه18 ) ... بلكه ما حق را بر سر باطل مي كوبيم تا آن را هلاك سازد; پس در اين هنگام باطل نابود مي شود.
و باطل ماندني اما نابود شدني است. ملاك و شاخص شناخت جبهه حق و باطل است.
 مقام معظم رهبري در بيانات بسيار مهمي حضور عظيم و تعيين كننده ملت مومن، بابصيرت و با غيرت ايران را در راهپيمايي سراسري نهم دي ماه ، تجلي دست قدرت خدا و حركتي ماندگار در تاريخ انقلاب خواندند و تاكيد كردند: « در چنين شرايطي، اين حركت مردم، اهميت مضاعفي داشت و روح ولايت، و روح حسين بن علي (ع) در آن ديده مي شود و همان گونه كه امام راحل همواره مي گفت تجلي دست قدرت خدا بود. »
ايشان در ديدار هزاران نفر از مردم قم در سالروز حادثه عظيم19 دي سال56 فرمودند: « اگر صدها بار براي نعمت هوشياري اين ملت، سجده شكر به جا آورده شود، باز هم كم است. »
واقعا ناسپاسي است اگر در مقابل ساحت ربوبي ملت ايران و براي نعمت بصيرت اين مردم انقلابي سجده شكر به جا نياوريم. مردمي كه هر يك از آنها عمار ياسر دوران است. مردمي كه پيشاپيش نخبگان و خواص جامعه مقابل فتنه رنگارنگ دشمن ايستادند و گامي عقب نكشيدند. ملتي كه به مراتب از مردم صدر اسلام و هوشيارتر و با بصيرت ترند.
جامعه مسلمان ايران يك جامعه هوشمند است كه رد پاي تصميمات تاريخي آن در حداقل هزار سال گذشته كاملامشهود و ملموس است. اين جامعه هوشمند در برهه هاي مختلف تاريخي در نقش يك موجود غيرقابل پيش بيني، فعال و موثر ظاهر شده است و بسياري از متفكرين و انديشمندان را به حيرت وا داشته است.
اين جامعه هوشمند را نمي توان فريب داد و با توسل به احتجاجات صحيح و سقيم از مسير تكاملي خود منحرف كرد. اين موجود زنده را نمي توان با دكترين هاي رنگي به بازي گرفت و براي آن نسخه هاي غربي پيچيد.
 در نهم دي ماه 1388 بار ديگر ملت ايران تاريخ ساز شد و ثابت كرد كه محكوم به تكرار تاريخ نيست. ملت ايران قرباني پاك يا ناپاكي در مسيري پوك نخواهد شد و قدرشناس نعمت ولايت است.
 انقلاب،نظام مقدس جمهوري اسلامي و ملت ايران در نهم دي نفسي تازه كرد و به جهانيان ثابت نمود كه مردم و حكومت در ايران اسلامي در پرتو ولايت فقيه يك حقيقت واحد هستند. ملت فهيم و آگاه ايران با حضور تاريخي خود در نهم دي بار ديگر نشان دادند كه به مراتب از نخبگان جامعه جلوتر هستند و اجازه نمي دهند كه ميراث خون صدها هزار شهيد زير چكمه هاي دشمنان اين انقلاب اعم از آمريكا، انگليس، رژيم صهيونيستي، ديگر قدرتهاي استكباري، مرتجعين وابسته به نظام سلطه و منحرفان داخلي پايمال شود.
نفاق جديد در حوادث بعد از انتخابات سرمايه اجتماعي و پشتوانه مردمي انقلاب را نشانه گرفته بود كه با درايت رهبر معظم انقلاب و پيروي از منطق امام خميني (ره) اين پروژه نه تنها ناكام ماند بلكه اين دروغ بزرگ كه اعتماد مردم از بين رفته است انگيزه ملت مسلمان ايران را براي دفاع از انقلاب و نظام بيشتر كرد.
حماسه تاريخي نهم دي نمايشگاه غيرت ملي ايرانيان در دفاع از نظام اسلامي و فرصتي بود كه در واكنش به شيطنت دشمنان انقلاب به وجود آمد و مسئولان كشور بايد با خدمت به مردم و اثبات كارآمدي از اين سرمايه اجتماعي صيانت كنند.


نويسنده: صالح اسكندري

نویسنده: مرتضی ولی نژاد | تاریخ: 89/10/06 | موضوع: |

طراحي قالب سفارشي وبلاگ موج های انتظار


برای مشاهده قالب به وبلاگ موج های انتظار مراجعه کنید

برچسب‌ها: قالب سفارشي وبلاگ موج های انتظار
نویسنده: مرتضی ولی نژاد | تاریخ: 89/10/05 | موضوع: طراحي قالب بلاگفا |

دانشجویان حامی جبهه پایداری - حامیان جبهه پایداری در فضای مجازی