|
بسم رب الشهدا و الصدیقین امسال با 2 تا از رفیقام توفیق ثبت نام خادم الشهدا را داشتم البته هنوز توفیق حضورمون در این سرزمین مقدس مشخص نشده...واقعا نمیدونم چی بگم امسال حال و هوای دیگه ای دارم و مطمئنم که این حال و هوا رو فقط بچه هایی درک می کنند که در این سرزمین مقدس حضور یافتند. یاد پارسال افتادم ...یاد خاطراتش... یاد مریض شدنم که تازه حکمتشو فهمیدم... اصلا نمیتونستم غذایی بخورم، با بچه ها صحبت کنم و... خلاصه از دومین روز حسابی از پا افتادم و بچه ها کلی دستم می انداختند. یاد افتادن فیلمبردارمون(پسر داییم) از روی سنگر ... بعدشم کلی خندیدیم (2سال قبل) یاد شوخی کردن های بچه ها توی اتوبوس... یاد ذکر گفتن ها یاد شب های قشنگ هویزه غروب غیر قابل وصف شلمچه و گرمای داغ و سوزان طلائیه که هر چقدر بیشتر با این مناطق آشنا میشوی حرف بیشتری برای گفتن دارند. یاد خوندن دست جمعی بچه ها ... که چقدر زیبا و دلنشین بود نسیمی جان فزا می آید***بوی کرببلا می آید پیرو خط عاشوراییم***کربلا سوی تو می آییم واویلا واویلا واویلا یاد زیارت عاشورا خوندن ها و زمزمه های قشنگ(یا زهرا(س) یا زهرا)... و اشک ریختنامون... یاد شهدایی که دعوتمون کردند یاد شهید علمدار شهید جمالی و شهید دوامی انشالله که در این طریق ثابت قدم بمانیم. خدایا به حق شهدا لیاقت درک شهادت را نصیبمان بفرما... انشالله که شهدا یاریمون کتند و همیشه خادم الشهدا باشیم. باز هم بوی بهار، بوی عشق، بویی که خودت می دانی بهر یافتن گم کرده ی خود در آن میهمانی باز هم آغاز سحرگاهی برای پرواز رفتن و بال گشودن سوی گل های نورانی باز هم آمدند آن مردان دلیر و بی ادعا بهر نجات شهری که می رود رو به ویرانی باز هم دست به دعا، گریه کنان، مویه کنان می رویم سوی قرآن بهر آرامش این هوای بارانی بازهم پرواز سوی آن دیار غریب و دلگیر بازهم قدم نهادن به غروب سرزمین طوفانی بازهم آغاز آن نماز های قشنگ انتظار روی خاک های قشنگ سرزمین نورانی بازهم همسفر عشق شدیم همچو مجنون ای کاش می رفتیم و می ماندیم با حالات روحانی دعا بفرمایید یا زهرا(س)
|