تبليغاتX
همسفر عشق



حادثه ۲۵ بهمن ماه ۱۳۵۷ و اولین تجمع منافقین در ایران
چند روزی‌ست که تمام دم و دستگاه‌های رسانه‌ای دشمن به کار افتاده و روی ” ۲۵ بهمن ” تبلیغ می‌کنند. کار تبلیغاتی نسبتا مفصل و با تمام قوا از شبکه‌های ماهواره‌ای بگیر؛ بی‌بی‌سی و وی‌او‌ای و رنگارنگ و شبکه‌هایی که تا دیروز رقص و آواز و مسائل جنسی داشتند تا سایت‌ها و شبکه های اجتماعی؛ از سایت‌های خبری سازمان جاسوسی آمریکا و اسرائیل بگیرید تا شبکه‌های اجتماعی و سایت‌ها و وبلاگ‌های زرد و جالب بودن این حرکت رسانه‌ای این است که یکی از پر قدرت ترین حرکات رسانه‌ای جنبش!!‌سبز است، سوال اینجاس که چرا این حجم تبلیغات اونهم برای این تجمع و بعد از این همه وقت سکوت.
چیزی که برای من و خیلی از دوستان مخصوصا خود سبزک‌های گرامی سوال بود این هست که چرا “۲۵″بهمن .. چرا روز دیگری نه. خب تحلیلاتی شد مثل اینکه “۲۵″ به خاطر “۲۵ خرداد ” هست. یا مثلا روز ولنتاین هست و اکثریت هواداران امروز این جنبش!!! هم این جوانان شمال شهر تهران هستند که این روز رو گرامی ‌میدارن و از ظهر تا آخر شب خیابان‌گردی می‌کنند.
ولی اصل ماجرا چیز دیگری بود، اتفاقی که خیلی‌ از جوانان اون روز‌ها هم شاید به خاطر نیاورند…
روز ۲۵ بهمن ماه سال ۱۳۵۷ اتفاقی در خیابان ایران (نزدیک میدان شهدا) افتاد، تجمعی بود اندک که جمعی از ضد انقلابان ترتیب داده بودند، اون روزها اقامتگاه امام در همان خیابان ایران بود و این جمع اندک جلوی خانه امام در همان خیابان جمع شده و شعارهای ضد انقلاب  و ضد امام سر می‌دادند.
این تجمع شاید بشه گفت اولین تلاش عناصر ضد انقلاب و منافقین برای نابود کردن انقلاب بود، تلاشی که هیچ ثمره‌ای نداشت و حتی ثبت تاریخی هم نشد.

تشابهات ۲۵ بهمن ۵۷ با ۲۵ بهمن ۸۹

به این سخنان امام خامنه‌ای توجه کنید؛
« در داخل، جناحهاى ضد دین، از توده‌‌‌‌اى بگیر تا سلطنت‌‌‌‌‌طلب، تا بقیه‌‌‌‌ى اقسام و انواع بى دین‌‌‌‌ها کجا ایستاده‌‌‌اند؟ یعنى همان کسانى که از اول انقلاب با انقلاب و با امام دشمنى کردند، سنگ زدند، گلوله خالى کردند، تروریسم راه انداختند. سه روز از پیروزى انقلاب در بیست و دوى بهمن (۲۵ بهمن ماه) گذشته بود، همین آدمها با همین اسمها آمدند جلوى اقامتگاه امام در خیابان ایران، بنا کردند شعار دادن؛ همانها الان مى آیند توى خیابان، علیه نظام و علیه انقلاب شعار میدهند! چیزى عوض نشده »[۱]
این روز به نوعی بزرگداشت همین حادثه است که از ذهن خیلی از مردم و خیلی از مسئولین ما هم پاک شده.
شاید این دو کاندید شکست خورده و عصبانی جنبش!!! سبز هم نمیدانند و در جریان نیستند و همون نامه‌ای که بهشان دیکته می‌شود را به اسم خودشان بازنشر میکنند. ولی خب بد نیست که بدانند مناسبت این روز با این حجم تبلیغاتی که باز به خیلی دیکته شده انجام بدهند، چیست.
شاید برگ دیگری برای مقابله با امام و انقلاب.
پی‌نوشت: در عکس، عکس سمت چپ تزئینی است ولی عکس مربوط به تجمع عده ای از زنان است در همان ماه‌های اول انقلاب در واکنش به قانونی شدن حجاب +
ــــــــــــــــــــــــــ
۱: امام خامنه‌ای – ۱۹ دی ماه ۱۳۸۸
نویسنده: مرتضی ولی نژاد | تاریخ: 89/11/24 | موضوع: |

خبر خوش
در به دریم، مسافریم بیا بریم بریم به شهر آرزو، سینه زنان، گریه کنان، مویه کنان بیا بریم دیار او

انشالله به زودی مسافر مشهد الرضا (سه شنبه26/11/89)و نائب الزیاره همه دوستان هستم

به صباحی من بی در به سرایی راهی

از غم و نال دل هر دو خزان بی راهی

ناگهی از بر افنان ندایی شیرین

ره به سلطان خراسان به چرا گمراهی

(ابوالفضل=یکی از رفقا)

بعد سالی بغض در گلویم شکست

لحظه ای بند ز پر و بالم گسست

ناگه بیامد خبری خوش ز یارم

که این دل به دل شاه خراسان نشست

(خودم)

یه حدیث از امام رضا(ع)

شیعیان ما کسانی هستند که ولایت ما را پذیرا باشند و به سخنان ما عمل کنند و با دشمنان ما مخالفت ورزند و کسی که اینچنین نباشد از ما نیست

دعا بفرمایید

نویسنده: مرتضی ولی نژاد | تاریخ: 89/11/24 | موضوع: دلنوشته ها... |

فريب ما نخور آقا، دروغ مي گوييم

فريب ما نخور آقا، دروغ مي گوييم به جان حضرت زهرا (س) دروغ مي گوييم چه ناله اي؟ چه فراقي؟ چه درد هجراني؟ نيا نيا گل طاها دروغ مي گوييم تمام چشم به راهي و انتظار و فراق و ندبه هاي فرج را دروغ مي گوييم دلي كه مأمن دنياست جاي مولا نيست اسير شهوت دنيا، دروغ مي گوييم زبان، سخن ز تو گويد ولي براي مقام به پيش چشم خدا دروغ مي گوييم كدام ناله غربت؟كدام درد فراق؟ قسم به ام ابيها (س) دروغ مي گوييم خلاصه اي گل نرگس كسي به فكر تو نيست و ما به وسعت دريا دروغ مي گوييم .  مرا ببخش عزيزم كه باز مي گويم نيا نيا گل طاها دروغ مي گوييم.


نویسنده: مرتضی ولی نژاد | تاریخ: 89/11/23 | موضوع: دلنوشته ها... |

برگی دیگر از یک دروغ ۳۰ ساله!

سی سال است که دشمنان امام و انقلاب، با وارونه سازی یک خبر و تحریف ماجرا، مدعی هستند که امام خمینی بعد از پیروزی انقلاب اسلامی به مردم ایران قول داده است که آب و برق مجانی می‌شود. دروغگویان حتی مدعی هستند که امام بزرگوار ما، در بدو ورود به وطن یعنی در دوازدهم بهمن سال ۵۷ این وعده را به مردم داده است!



ادامه مطلب
نویسنده: مرتضی ولی نژاد | تاریخ: 89/11/16 | موضوع: شبهات |

همه مثل اينا باشيد

خرمشهر بوديم! شب عمليات کربلاي پنج بود. همهمه اي تو سنگر بپا بود. بعضي از بچه ها پتوهاشونو پهن مي کردن و خودشونو مي زدن به موش مردگي و مي خوابيدند. وقتي کسي مي خواست از رو پتو رد بشه، پتو رو از زير پاهاش مي کشيدند طرف، چارچرخش مي رفت هوا و با کمر مي خورد زمين . اونوقت سنگر از خنده ي بچه ها پر مي شد.  حاج ابراهيم، قليونشو آماده کرد و همين طور که پُک مي زد و دودشو بيرون مي داد، داخل سنگر شد و گفت مثل اين منصور و غلامحسين باشيد. من از اينا مظلو متر و آروم تر نديدم.
اگه همه مثل اينا باشيد دنيا خوب مي شه. داشت تعريفشون مي کرد و مي رفت که رسيد رو پتويشان.ابراهيم چشمک زد غلامحسين و منصور پتو رو کشيدند. پاهاي حاج ابراهيم رفت تو هوا.
حاج علي محمد پريد و قليونو گرفت و حاج ابراهيم رفت تو هوا و با کمر اومد رو زمين. يوسفي داد زد: چشم نخوري حاج ابراهيم ! اينا مظلوم و آروم بودند؟!
حاج ابراهيم بلند شد ؛ دودستي کمرشو گرفت زل زد به منصور و غلامحسين و گفت : تعريفتون کردم پررو شديد!ها! وبعد حمله کرد و افتاد به جونشون و تا مي خوردند زدشون و گفت: حالا پتو بکشيد.
حاج ابراهيم مي زد وبچه ها هندونه مي گذاشتن زير بغلش و تشويقش مي کردند.

نویسنده: مرتضی ولی نژاد | تاریخ: 89/11/16 | موضوع: خاطرات طنز در جبهه |

سخنان تابناک امام رضا علیه السلام

آیا بدون شناخت امام رضا علیه السلام و بهره گیری از نور و دانش و معارف او می توان ادعای پیروی از حضرتش را داشت؟ و چگونه کسی که از سنن معصومان علیه السلام تبعیت نکرده و از نورهدایت آنان بهره مند نشده  در روز قیامت امید شفاعت پیامبر صلی الله علیه و آله و اهل بیت او را دارد؟!

بر ماست که در گفتارها و وصایای آنان که به مثابه گنجینه های تمام ناشدنی و نعمتهای بی نظیرند، بخوبی کاوش کنیم.

امام هشتم میراثی عظیم از معارف و علوم، بویژه در حکمت الهی و بیان فلسفه و علل احکام و رد بر مذاهب باطله، از خویش بر جای نهاده است.

در این مطلب قصد داریم تعدادی از سخنان این امام بزرگوار را بیان نماییم تا از آنها بهره مند شویم.

علی بن شعیب گوید:

" بر ابوالحسن الرضا علیه السلام وارد شدم. از من پرسید: ای علی! زندگی کدام یک از مردم بهتر است؟ عرض کردم: سرورم! شما از من بدان آگاه ترید. فرمود: ای علی! هر کس که زندگی دیگری در زندگی او نکو شود. ای علی! زندگی کدام یک از مردم بدتر و ناگوارتر است؟ عرض کردم: شما داناترید؟

فرمود: کسی که دیگری در زندگی او زندگی نکند. ای علی! با نعمتها،  همسایه خوبی باشید که آنها رام نشده هستند و اگر از قومی گرفته شدند به آنها باز نخواهند گشت.

ای علی! بدترین مردمان کسی است که میهمانش را باز دارد و به تنهایی بخورد و بنده اش را بزند. به خداوند خوش گمان باش. هر کس که گمان خود را به خداوند نکو کند، خداوند نیز او را ناامید نخواهد کرد. و هر که به روزی کم راضی شد، به عمل کم از او راضی خواهد شد و هر که به اندک از حلال خرسند شود، هزینه اش سبک گردد و خانواده اش از نعمت برخوردار خواهد شد و خداوند او را به درد و درمان دنیا بینا سازد و او را به سلامت از دنیا به دارالسلام بیرون برد. بخیل را آرامش، حسود را لذت، ملول را وفا و دروغگو را مروت نیست."(1)

و نیز از آن حضرت نقل شده است که فرمود:

" وحشتناک ترین (صحنه ها) برای انسان سه جاست: روزی که زاده می شود و دنیا را می بیند، و روزی که می میرد و آخرت و اهل آن را مشاهده می کند، و روزی که برانگیخته می شود و احکامی را می بیند که در سرای دنیا ندیده است. خداوند در این سه جا بر یحیی و عیسی علیه السلام درود فرستاده است. درباره یحیی فرمود:

وَ سَلامٌ عَلیهِ یَومَ وُلِدَ وَ یَومَ یَمُوتُ وَ یَومَ یُبعَثُ حَیّاً.(2)

" و درود بر او روزی که زاده شد و روزی که می میرد که زنده برانگیخته می شود."

و درباره عیسی فرمود:

وَالسَّلامُ عَلَیَّ یَومَ وُلِدتُّ وَ یَومَ أَمُوتُ وَ یَومَ أُبعَثُ حَیّاً(3)

" و درود بر من روزی که زاده شدم و روزی که می میرم و روزی که زنده برانگیخته می شوم."

خرد انسان مسلمان تمام نگردد مگر آنکه در او ده ویژگی باشد: از او امید خیر باشد، از بدی او در امان باشند، خیراندک از سوی دیگران را بسیار شمارد، خیر بسیار خود را کم انگارد، هر چه حاجت از او خواهند دلتنگ نشود، در طول عمر خود از دانش جویی خسته نشود، فقر در راه خدا برایش محبوب تر از توانگری باشد، خواری در راه خداوند برایش محبوب تر از سرفرازی در راه دشمن خدا باشد، گمنامی برایش شیرین تر از شهرت و بلندآوازگی باشد. سپس فرمود: دهم، و دهمی چیست؟ گفته شد: چیست؟ فرمود: کسی را نبیند جز آنکه می گوید او بهتر و پرهیزکارتر از من است.

همانا مردم دو دسته اند: یکی بهتر و باتقواتر از او و دیگر بدتر و پست تر از او. پس چون با بدتر و پست تر از خود دیدار کند، گوید: شاید خوبی این مرد پنهان باشد این برای او بهتر باشد و خوبی من نمایان است و این برای من بدتر است و چون به کسی که بهتر و با تقواتر از اوست برخورد کند برای او فروتنی کند تا بدو ملحق شود پس چون چنین کند، بزرگی اش فزونی گیرد و خوبی اش بهتر شود و یادش نکو گردد و بر اهل زمانه سروری یابد. (4)

پی نوشت ها:

1- فی رحاب ائمة اهل البیت- سیره حضرت امام رضا علیه السلام، ص 148.

2- سوره مریم، آیه 15.

3- سوره مریم، آیه 32.

4- فی رحاب ائمة اهل البیت- سیرة حضرت امام رضا علیه السلام، ص 147.

نویسنده: مرتضی ولی نژاد | تاریخ: 89/11/14 | موضوع: مناسبت ها |

بریده روزنامه های بهمن 1357






برای مشاهده ادامه روزنامه ها به ادامه مطلب مراجعه کنید

ادامه مطلب
نویسنده: مرتضی ولی نژاد | تاریخ: 89/11/12 | موضوع: مناسبت ها |

باز هم همسفر عشق شدیم....
بسم رب الشهدا و الصدیقین

امسال با 2 تا از رفیقام توفیق ثبت نام خادم الشهدا را داشتم البته هنوز توفیق حضورمون در این سرزمین مقدس مشخص نشده...واقعا نمیدونم چی بگم امسال حال و هوای دیگه ای دارم و مطمئنم که این حال و هوا رو فقط بچه هایی درک می کنند که در این سرزمین مقدس حضور یافتند.

یاد پارسال افتادم ...یاد خاطراتش... یاد مریض شدنم که تازه حکمتشو فهمیدم... اصلا  نمیتونستم غذایی بخورم، با بچه ها صحبت کنم و... خلاصه از دومین روز حسابی از پا افتادم و بچه ها کلی دستم می انداختند. یاد افتادن فیلمبردارمون(پسر داییم) از روی سنگر ... بعدشم کلی خندیدیم (2سال قبل) یاد شوخی کردن های بچه ها توی اتوبوس... یاد ذکر گفتن ها

یاد شب های قشنگ هویزه غروب غیر قابل وصف شلمچه و گرمای  داغ و سوزان طلائیه که هر چقدر بیشتر با این مناطق آشنا میشوی حرف بیشتری برای گفتن دارند.

یاد خوندن دست جمعی بچه ها ... که چقدر زیبا و دلنشین بود

نسیمی جان فزا می آید***بوی کرببلا می آید 

پیرو خط عاشوراییم***کربلا سوی تو می آییم

واویلا واویلا واویلا

یاد زیارت عاشورا خوندن ها و زمزمه های قشنگ(یا زهرا(س) یا زهرا)... و اشک ریختنامون...

یاد شهدایی که دعوتمون کردند یاد شهید علمدار شهید جمالی و شهید دوامی

انشالله که در این طریق ثابت قدم بمانیم.

خدایا به حق شهدا لیاقت درک شهادت را نصیبمان بفرما...

انشالله که شهدا یاریمون کتند و همیشه خادم الشهدا باشیم.

باز هم بوی بهار، بوی عشق، بویی که خودت می دانی

بهر یافتن گم کرده ی خود در آن میهمانی 

باز هم آغاز سحرگاهی برای پرواز

رفتن و بال گشودن سوی گل های نورانی

باز هم آمدند آن مردان دلیر و بی ادعا

بهر نجات شهری که می رود رو به ویرانی

باز هم دست به دعا، گریه کنان، مویه کنان

می رویم سوی قرآن بهر آرامش این هوای بارانی

بازهم پرواز سوی آن دیار غریب و دلگیر

بازهم قدم نهادن به غروب سرزمین طوفانی

بازهم آغاز آن نماز های قشنگ انتظار

روی خاک های قشنگ سرزمین نورانی

بازهم همسفر عشق شدیم همچو مجنون

ای کاش می رفتیم و می ماندیم با حالات روحانی

دعا بفرمایید

یا زهرا(س)

نویسنده: مرتضی ولی نژاد | تاریخ: 89/11/12 | موضوع: دلنوشته ها... |

دلم به حال دلم سوخت

چند روز پیش تو سایت موبایل مبارز یه مداحی در مورد امام زمان دیدم که خیلی قشنگ بود...خیلی...

حتما دانلودش کنید.

نوکر رخ ارباب نبیند سخت است

شب گر رخ مهتاب نبیند سخت

لب تشنه اگر آب نبیند سخت است

دانلود

شادی روح امام و شهدا صلوات

نویسنده: مرتضی ولی نژاد | تاریخ: 89/11/07 | موضوع: نواها و نماهنگ ها |

کجاييد اي شهيدان خدايي(خاطرات شهید علمدار)

يادم هست پيش از عمليات کربلاي 4 و پس از آن عمليات کرباي 5 نخل هاي صيداويه در نزديکي خرمشهر شاهد بودند  که چطور آقا سيّد به عنوان يک فرمانده ي متواضع با نيروهاي خود رفتار مي کرد و چگونه با الهام از جده اش ،حضرت زهرا (س) تقوا را سرلوحه ي کارهايش قرار مي داد .
شبي توفيق نصيب ما گرديد که با آقا سيّد براي شناسايي محور عملياتي همراه شويم . هوا خيلي سرد بود . در بين راه همچنان که در نخل ها پيش مي رفتيم، باد زوزه کشان چون شلاق بر سرو صورت ما مي خورد و ما را آزار مي داد و به علّت سردي هوا چند نفري که پشت تويوتا ، اين ماشين آشناي جبهه  نشسته بوديم ، خودمان را جمع کرده و به هم چسبانديم تا سرما ما را اذييت نکند که ناگهان در آن سرماي استخوان سوز شنيديم يکي با آهنگ خاصي مي خواند
«کجاييد اي شهيدان خدايي   بلاجويان دشت کربلايي»که همگي ما تکاني به خود داديم و در آن تاريکي شب با صاحب صدا هم نوا شديم و ديگر سرما را حس نمي کرديم . آري اين صدا از حنجره ي گرم و چهره ي آشناي سيّد برمي آمد .

                                                                       راوی: مهدي  طبري

نویسنده: مرتضی ولی نژاد | تاریخ: 89/11/06 | موضوع: خاطرات شهدا |

گنج انتظار

در بين قصه هاى كهن ايرانى، قصّه پيرمردى را می خوانيم كه وقتى مرگ خويش را نزديك می يابد، پسرانش را فرا می خواند و سخن از گنجى بزرگ به ميان می آورد كه در مزرعه مدفون است. او بدون آنكه مكان دقيق نهانى گنج را به آنان بگويد چشم از دنيا فرو می بندد. فرزندان او در طلب گنج سرتاسر زمين مزرعه را می كاوند و در پايان نااميد از پيدا كردن گنج، بر زمين زير و رو شده و به خوبى شخم خورده، بذر می پاشند. چند ماهى بعد، زمانى كه انبوه چشمنوازِ گياهانِ روييده از خاك خوب و آماده، به بار می نشينند و محصولى سرشار و ثروتى فراوان به ارمغان می آورند، راز گنج مزرعه گشوده می شود و عاقبت انديشى پيرمرد حكيم بر فرزندان آشكار می گردد. انتظار را از آن رو كه خود كندوكاوى جهادگرانه است و از آن جهت كه حركت و تلاش و مقاومت و صبر را به همراه دارد، می توان به جستجوى بی امان فرزندان در طلب گنج موعودِ پيرمرد شبيه دانست. با اين تفاوت كه گنج موعود انتظار، خود نيز حقيقتى ترديد ناپذير است. انتظار دوران با شكوه امام زمان(عليه السلام) تنها بهانه اى براى حركت پيگير منتظران نيست، بلكه خود نيز براستى گنجى واقعى است، گنجى كه پربهاتر از آن در سرتاسر آفرينش وجود ندارد. انتظار امام زمان(عليه السلام) يعنى انتظار خلاصه همه خوبيهاى خلقت. و انتظار دوران امام زمان(عليه السلام) يعنى انتظار عصاره همه تاريخِ سراسر نور و هدايت پيامبران. اگر انتظار كشيدى و به مقصود رسيدى، او را ديدى، كلام جانبخشش را شنيدى، دست عنايتش را برسرت احساس نمودى، در سايه حكومتش حكومت توحيد و عدالت و انسانيت را تجربه كردى، و در دوران خلافتش، خليفة اللّهىِ انسان را مجسّم يافتى، كامياب خواهى بود. و اگر انتظار كشيدى و به مقصود نرسيدى، او را نديده مُردى، و طعم عدالت موعود را نچشيده وعده حق را اجابت كردى، باز هم كامياب خواهى بود; زيرا انتظار فرج خود از بالاترين مصاديق فرج و گشايش است.

انتظار الفرج من اعظم الفرج
نویسنده: مرتضی ولی نژاد | تاریخ: 89/11/01 | موضوع: انتظار ظهور قائم آل محمد(عج) |

دانشجویان حامی جبهه پایداری - حامیان جبهه پایداری در فضای مجازی