|
آيه "فمن يعمل مثقال ذرة..." چگونه با ثواب زيارت و گريه بر سيدالشهدا(ع) قابل جمع است؟ 
مقدمه
فرارسيدن ايام عزاداري سيدالشهدا
صلواتاللهعليهوعليابنائهالمعصومين را به پيشگاه مقدس حضرت وليعصر
اروحنافداه و همه علاقهمندان به اهلبيت تسليت و تعزيت عرض ميکنيم و از
خداي متعال ميخواهيم که در دنيا و آخرت دست ما را از دامان ايشان کوتاه
نفرمايد.
شرايط زماني در اين ايام موضوع بحث را
تعيين ميکند و نميشود از آن گذشت و بايد هر کدام از ما به اندازه
لياقتمان ـ از مبدأ صفر تا بينهايت ـ از اين اقيانوس بيکران رحمت الهي
صلواتاللهعليه استفاده کنيم. ما هم در اين ايام ميکوشيم اظهار ارادتي
به پيشگاه مقدس ايشان داشته باشيم و از خداي متعال ميخواهيم که به برکت
ايشان چيزي را که مورد رضايت اهلبيت است به ما الهام فرمايد و توفيق عمل
آن را نيز مرحمت کند.
از پيغمبر اکرم صلياللهعليهوآله و
ائمه اطهار سلاماللهعليهماجمعين مطالب عجيبي درباره محبت و توسل به
سيدالشهدا و گريه و عزاداري براي ايشان نقل شده است، اما گاهي در اثر
ناآگاهي و يا شبهههاي شيطاني، براي بعضي جمع بين اين معارف با ديگر معارف
ديني و حتي نصوص قرآني مشکل به نظر ميآيد. در اين بحث ابتدا يک شبهه مطرح
ميکنيم و اميدواريم به برکت توسل به ائمه اطهار راهحل مقبول و دلنشيني
به ما الهام شود.
محکمترين آيه
يادم ميآيد امام
رضواناللهعليه گاهي در درسشان موعظه ميفرمودند ـ معمولا اواخر سال يک
جلسه از درس اصولشان را به موعظه اختصاص ميدادند و اين غير از درس اخلاقي
بود که به صورت هفتگي داشتند. يکي از مطالبي که مکرر از ايشان شنيدم اين
است که ميفرمودند: أحکمُ آية في کتابالله قوله عزوجل (محکمترين آيه در
قرآن کريم اين آيه است) «فَمَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَيْرًا يَرَهُ
* وَمَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ»1 و به خصوص روي کلمه
«يره» خيلي تأکيد ميکردند. در مقام موعظه ميفرمودند که مراقب
باشيد چيزي را سبک نشماريد. اگر انسان حتي يک گناه را کوچک بشمارد عقوبتش
را خواهد ديد و خود اين گناه در آن عالم به شکل عذاب مجسم ميشود.
ميفرمودند محکمترين آيه قرآن که هيچ تشابهي در آن نيست و تأويلي
برنميدارد و مفهوم آن خيلي واضح و قطعي است اين آيه است. شايد اين تعبير
در روايت هم آمده باشد که محکمترين آيه در قرآن اين آيه است که هر کس سر
سوزني، به اندازه سنگيني يک ذره، خوبي کند آن را خواهد ديد و اگر به
اندازه سنگيني يک ذره بدي کند، خواهد ديد. پس معناي محکمترين آيه قرآن
اين است که اگر ـ العياذ باللهـ مبتلا به معصيتي شديم، ديگر برگشت ندارد
مگر آنکه توبه کنيم تا بخشيده شويم.
حال اين آيه با رواياتي که ثواب زيارت و گريه بر سيدالشهدا عليهالسلام را بيان ميکند چگونه جمع ميشود؟ رواياتي
از اين قبيل که هر کس براي سيدالشهدا عليهالسلام گريه کند همه گناهانش
بخشيده ميشود اگرچه به اندازه ريگ بيابانها و برگ درختان باشد. يا
درباره زيارت سيدالشهدا آمده که حتي يک السلام عليک يا اباعبدالله ثواب
حج و عمره دارد. اگر در کربلا زيارت کند که ثواب نود حج و نود عمره را
دارد. حتي براي زيارت ايشان در روز عرفه يا برخي زمانهاي ديگر تا ثواب
هزار حج و عمره بيان شده است. توجه داريد که در گذشته گاهي حج يک سال طول
ميکشيد؛ اينکه مقدماتش را فراهم کنند و با امکانات و شرايط آن زمان و با
آن خطرها به حج مشرف شوند. حج مثل الان نبود که دو سه ساعت بروند و دو سه
ساعت برگردند. حالا هزار تا چنين حج و عمرهاي ثواب يک زيارت سيدالشهدا
عليهالسلام؟! اين روايات با آن آيه چگونه جمع ميشود؟
ما شيعيان ميدانيم (و حق هم همين است و
همين باعث نجاتمان است) که در آنچه اهلبيت عليهمالسلام فرمودند شک و
شبهه نيست. چه بسا ما سرّ آن را نميدانيم، توجيه آن را نميفهميم، ولي
ميدانيم که آنها اشتباه نميکنند. هزار حج و عمره! اصلا مگر کسي ميتواند
در عمرش هزار حج و عمره به جا بياورد؟ آن هم خانه خدا با آن همه تشريفات و
احرام و طواف و سعي صفا و مروه و آن خطرهايي که آن زمانها داشته است.
چهطور ميشود يک زيارت يا حتي گريه در مجلس عزاي سيدالشهدا اين همه ثواب
داشته باشد؟!
عکسالعمل افراد ـ به حسب مرتبه
تسليمشان ـ در برابر اين روايات بسيار متفاوت است. برخي که از اول خيلي
گستاخانه ميگويند اينها دروغ است، قابل قبول نيست، مخصوصا وقتي چنين
آيهاي داريم که هر کس سر سوزني کار بد کند حتما نتيجهاش را خواهد ديد،
پس چگونه اين همه گناهان که به اندازه ريگ بيابانها و به اندازه برگ
درختان است با يک سلام يا يک گريه بخشيده ميشود؟! اين معنا با آن آيه چه
طور ميسازد؟ آيه را که نميشود بگوييم دروغ است، پس حتما اين روايات دروغ
است! برخي اينگونه برخورد ميکنند.
برخي ديگر کمي ملايمترند؛ ميگويند اين
تعبيرات مبالغهآميز است. وقتي ميخواهند از چيزي تعريف کنند ميگويند
هزار برابر. براي اينکه مردم قدر زيارت امام حسين را بدانند تعبيرات
مبالغهآميزي کردهاند. به هر حال اين سخن هم چيزي است شبيه سخن اول.
انکار نيست يک پله نرمتر است، اما ميگويد معناي حقيقي اين روايات، درست
نيست و نميشود آن را پذيرفت. کساني هم مثل ما ميگويند هر چه پيغمبر و
ائمه گفتهاند درست است، ما عقلمان نميرسد. خيلي چيزها هست که حقيقت
دارد و ما عقلمان نميرسد.
ولي امروز بيشتر نسل جوان ما اين روحيه
تعبد و تسليم را ندارند؛ يا بايد بيان قانعکنندهاي برايشان ارايه کرد که
دلنشين باشد و بفهمند و بپذيرند و يا اينکه انکار ميکنند، و اين انکار
هم توابعي دارد. شما فرض کنيد اگر در ذهن جواني اين باشد که
آنچه درباره زيارت و عزاداري سيدالشهدا گفته شده را آخوندها درست
کردهاند و اصلي ندارد، آن وقت ببينيد اصلا براي شيعه چه ميماند؟ اگر
سيدالشهدا و عزاداريهاي محرم و صفر زير سؤال برود مشکلات بسياري ايجاد
ميشود. تنها همين نيست که مثلا بگوييم اين حديث و اين مطلب درست نيست.
اين اشکال به خيلي از کارها تسري پيدا ميکند. صحبت يکي دوتا آخوند و يک
روضهخوان و يک مداح نيست. آن همه تقيد و اهتمام شديد مراجع، بزرگان و
اولياي خدا در طول تاريخ تشيع نسبت به زيارت سيدالشهدا عليهالسلام و يا
خواندن هر روزه زيارت عاشورا را در نظر بگيريد. حال اگر جواني يک درصد
احتمال بدهد که همه اينها اصلي ندارد يا اغراق و مبالغه است کار خيلي مشکل
ميشود و زمينه تزلزل فکري در نسل جوان ما نسبت به اين معارف به وجود
ميآيد.
الحمدالله خداوند در جوانهاي ما گرايشي
به اسلام و معنويت قرار داده که بينظير است. خداوند انشاءالله اين صفا و
نورانيت را ثابت بدارد و آن را وسيله نجات ملت ما قرار بدهد، ولي به هر
حال اين نگراني و دغدغه فکري وجود دارد که آيا اين درست است؟ چون نميتوان
هر دو طرف را پذيرفت. کدام را بپذيريم؟ برخي ميگويند هر چه ائمه گفتهاند
همان درست است و به ايمانشان لطمهاي نميخورد، اما خيليها حتي اين طور
هم نميتوانند بگويند؛ ميگويند اينها که شما ميگوييد با قرآن نميسازد،
با عقل نميسازد پس العياذبالله دورغ
ÇÏÇãå ãØáÈ |