تبليغاتX
همسفر عشق



چگونه حضرت علی (ع) در نماز متوجه درآوردن تیر از پایشان نمی‌شوند، اما متوجه فقیر شده و انگشتر به زکات
 «ایکس شبهه»: پیش از این پاسخ مبسوطی برای این شبهه درج شده است، که لازم است حتماً مورد مطالعه قرار گیرد (1). و در این فرصت به نکات ذیل اشاره می‌گردد:

الف – هیچ ضرورتی ندارد که حالات معصومین (ع) در نماز یا هر عبادت دیگری همیشه یک‌سان باشد. البته این بدان معنا نیست که در یک جا توجه و اخلاص‌شان نسبت به باریتعالی کمتر است و در یک جا بیشتر، بلکه به چگونگی و مرتبه‌ی حالات عرفانی «جذب و محو» مربوط است. استاد شهید آیت‌الله مرتضی مطهری (ره) در این خصوص می‌فرمایند: « از دیدگاه عارفان وقتی حالت انجذاب کامل شد، در آن حالت، برگشت است; یعنی شخص در   عین حال که با خدا هست با ماوراء هم هست، این همانند خلع بدن می باشد، بعضی در همه   احوال در حال خلع بدنند و بعضی لحظاتی خلع بدن می کنند; در این صورت، نزد عرفا حالت  هنگام بیرون کشیدن تیر از بدن، ناقصتر و پایین تر از حالت به فقیر صدقه دادن می باشد . چرا که به قدری توجه اش به خدا کامل است که در آن حال، تمام عالم را می بیند » (مطهری، مرتضی، «امامت و رهبری » ، قم: صدرا، چهارم، 1365، صص 180 ) [از ورود به این بحث در این مختصر خودداری می‌شود]. لذا بسیار شنیده‌ایم که حتی وقتی پیامبر اکرم (ص) مشغول به نماز بودند و حسنین (ع) کودک بودند و روی دوش آن حضرت (ص) می‌نشستند، ایشان سجده را طولانی می‌کردند تا آنها خودشان بلند شوند. این معنا نشان می‌دادند که پس ایشان متوجه حواس ظاهری و اتفاقات دنیا نیز بودند.

ب – دقت شود که لازمه‌ی اخلاص به هیچ وجه «غفلت» از سایر امور نیست.  چرا که اگر قرار باشد به هنگام اخلاص حضور در محضر باریتعالی همه‌ی امور دنیوی مورد غفلت قرار گیرد، لازم است حتی ارکان و قرائت نماز فراموش شود، چرا که ظاهر این اعمال همه فیزیکی، جسمی و مادی است. مثل قیام، قرائت، رکوع، سجود و ترتیب.

ج – معصوم (ع)، هیچ‌گاه از هیچ امری غافل نیست. چرا که هر غفلتی وی را از معصومیت، حجیّت و خلیفة‌اللهی خارج می‌نماید. اگر بر این باور صحیح استوار هستیم که «... كُلَّ شَيْ‏ءٍ أَحْصَيْناهُ في‏ إِمامٍ مُبينٍ (یس، 12) و به این شناخت صحیح دست یافته‌ایم که حجت خدا و خلیفه‌ی خدا واسطه‌ی فیض و تحقق امر الهی – چنان چه در سوره‌ی القدر نیز تصریح شده است – هستند، باید بدانیم که لحظه‌ای غفلت و عدم ارتباط با ماسوی الله و اطلاع از آن موجب قطع فیض از تمامی عالم می‌گردد.

د – بلکه شدت اخلاص در توجه به حق تعالی است و توجه به او نیز در تابعیت محض و کامل از او تجلی می‌کند.

بدیهی است که انسان توجه‌اش به هر عالمی که باشد، لذت، درد، الم و حوادث آن عالم را حس می‌کند. لذا وقتی کسی توجهش معطوف به عبادت حق تعالی گردید، به احساسات شخصی توجه ندارد، نه این که از امر خداوند نیز غافل می‌گردد. در آوردن تیر از پای مبارک و عدم درک درد که مربوط به بدن و حواس مادی است، امری بسیار طبیعی است و تا حد بسیار کمتر آن برای دیگران نیز پیش می‌آید، چنان چه اگر به هنگام خوردن غذا متوجه یک خبر یا فیلم باشند و جذب آن شده باشند، مزه یا شوری یا بی‌نمکی غذا را حس نمی‌کنند. اما پاسخ سائل یا دادن انگشتری به زکات، امر خداوند است و اقامه‌ی نماز دلیلی بر غفلت از اطاعت امر الهی که عین عبادت است نمی‌باشد. و باید توجه داشت که عین اخلاص شدید نیز هست. یعنی اطاعت امری او را از اطاعت امر دیگر غافل نمی‌نماید.

ھ – شاید ذکر یک مثال [اگر چه دور، اما برای تقریب ذهن] مسئله را روشن‌تر نماید. فرض کنید که شما مشغول به نماز یا دعا و راز و نیاز با پروردگار خود هستید و توجه‌ کاملی دارید و به اصطلاح مجذوب شده‌اید. آیا هنگامی که در نماز و دعا خود و دیگران را دعا می‌کنید از خدا غافل و متوجه خودتان شده‌اید، یا همان حالت حضور و ارتباط با خدا و توجه و اخلاص شدید برقرار است؟ آیا وقتی در نماز [حتی واجب] به خداوند عرض می‌کنیم «اهدنا الصراط المستقیم» و با این بیان خود و سایر مؤمنین را دعا می‌کنیم، از توجه به خدا غافل شده و یاد خودمان افتادیم؟! یا اگر در دعا عرض می‌کنیم «الهی ظلمت نفسی ...»، از خدا غافل شدیم؟ یا این توجهات همه عین توجه به حق تعالی و حضور عبد در مقابل معبود است. بدیهی است که اطاعت امر خدا، پاسخ مساعد دادن به سائل، رفع عملی گرفتاری مردم و انگشتری دادن به زکات، عبادتی بسیار والاتر از دعا است و اخلاص شدیدتری لازم دارد.

نویسنده: مرتضی ولی نژاد |تاریخ: 90/08/26 |موضوع: شبهات |

پاسخ رهبر معظم انقلاب به شبهه اختلاف با دولت

هشدارهای حضرت آقا(روحی فداء)به فعالان تبلیغاتی

... شما ببينيد در همين پنج شش روز گذشته سر يك قضيه‌اى كه آنچنان هم از اهميت بالائى برخوردار نبود - سر مسئله‌ى اطلاعات و امثال اينها - چه جنجالى در دنيا راه انداختند. تحليلها را بردند به اين سمت كه بله، در داخل نظام جمهورى اسلامى شكاف ايجاد شده است، حاكميت دوگانه شده است، رئيس جمهور حرف رهبرى را گوش نكرده است! دستگاه‌هاى تبليغاتىِ خودشان را از اين حرفهاى سست و بى‌پايه پر كردند. ببينيد چطور منتظر بهانه‌اند. ببينيد چطور مثل گرگ در كمين نشسته‌اند كه يك بهانه‌اى پيدا كنند، هر جور ميتوانند، حمله كنند. ميدانند كه دولت مشغول تلاش و فعاليت و خدمت است. خب، واقعاً در كشور دارد خدمت انجام ميگيرد. هر جا خدمت باشد، هم مردم طرفدار هستند، هم رهبرى طرفدار است. ما كه راجع به شخص قضاوت نميكنيم؛ ما كار را، خط را، جهتگيرى را ملاك و معيار قرار ميدهيم. آنجائى كه كار و خدمت و تلاش هست، حمايت ما هست، حمايت مردم هست. و بحمداللَّه امروز كار دارد انجام ميگيرد. مسئولين دولتى هم حقاً و انصافاً دارند تلاش ميكنند؛ هم اعضاى دولت، هم بخصوص خود رئيس جمهور. اينها شب و روز ندارند؛ من مى‌بينم، من از نزديك شاهدم. اينها دائم مشغول كارند، مشغول خدمت و تلاشند. خب، اينها براى كشور خيلى باارزش است. بنده‌ى حقير هم طبق اصول بنا ندارم در كارها و تصميمهاى دولت وارد شوم. خب، مسئوليتها در قانون اساسى مشخص است؛ هر كس مسئوليتى دارد؛ مگر آنجائى كه احساس كنم يك مصلحتى دارد تفويت ميشود؛ مثل اينكه در همين قضيه‌ى اخير اينجورى بود؛ انسان احساس ميكند يك مصلحت بزرگى دارد مورد غفلت قرار ميگيرد، تفويت ميشود؛ خب، انسان وارد ميشود كه جلوى اين تفويت مصلحت را بگيرد. اين، مسئله‌ى مهمى نيست، نظائرش هم اتفاق مى‌افتد؛ اما مخالفين، دشمنان بيرونى، تريبون‌دارهاى بين‌المللى، بوقهاى تبليغاتى، از همين مسئله استفاده ميكنند براى اينكه فضاى تبليغاتى را شلوغ كنند.

 عرض من به عناصر داخلى، به مردم دلسوز، به برادران و خواهرانى كه در داخل با مسائل تبليغاتى سر و كار دارند، اين است كه سعى كنند به اين آشفتگى كمك نكنند. اين كه تحليل بگذارند، يكى از آن طرف، يكى از اين طرف، اين عليه آن، آن عليه اين، براى هيچ و پوچ، چه لزومى دارد؟ نه، دستگاه بحمداللَّه دستگاه مقتدرى است، مسئولين مشغول كارشان هستند، رهبرى هم كه بنده‌ى حقير هستم با همه‌ى حقارت، خداى متعال كمك كرده، ما در مواضع صحيحِ خودمان محكم ايستاده‌ايم. تا من زنده هستم، تا من مسئوليت دارم، به حول و قوه‌ى الهى نخواهم گذاشت اين حركت عظيم ملت به سوى آرمانها ذره‌اى منحرف شود. تا مردم عزيزمان اينجور با شور، با شعور، با بصيرت، با عزم راسخ در ميدان هستند، لطف الهى شامل است؛ اين را بدانيد. تا ما توى ميدان هستيم، سايه‌ى لطف الهى هست. ماها - من يك جور، شما يك جور، آن ديگرى يك جور، چهارمى يك جور - اگر سراغ مسائل شخصى خودمان برويم و اهداف را فراموش كنيم، البته كمك الهى هم كم خواهد شد.

مرتبط:

آقاي جهان نيوز! حاكميت يگانه است نه دوگانه (دانشجوي بيدار)

در ادامه مطلب:بیانات رهبرانقلاب در جمع جامعه مدرسین حوزه علمیه قم 6-8-1389


ÇÏÇãå ãØáÈ
نویسنده: مرتضی ولی نژاد |تاریخ: 90/02/03 |موضوع: شبهات |

برگی دیگر از یک دروغ ۳۰ ساله!

سی سال است که دشمنان امام و انقلاب، با وارونه سازی یک خبر و تحریف ماجرا، مدعی هستند که امام خمینی بعد از پیروزی انقلاب اسلامی به مردم ایران قول داده است که آب و برق مجانی می‌شود. دروغگویان حتی مدعی هستند که امام بزرگوار ما، در بدو ورود به وطن یعنی در دوازدهم بهمن سال ۵۷ این وعده را به مردم داده است!



ÇÏÇãå ãØáÈ
نویسنده: مرتضی ولی نژاد |تاریخ: 89/11/16 |موضوع: شبهات |

گفتاري از آيت‌الله مصباح يزدي در مورد مقياس ثواب عزاداري و زيارت امام حسين(ع)

آيه "فمن يعمل مثقال ذرة..." چگونه با ثواب زيارت و گريه بر سيدالشهدا(ع) قابل جمع است؟

مقدمه

فرارسيدن ايام عزاداري سيدالشهدا صلوات‌الله‌عليه‌و‌علي‌ابنائه‌المعصومين را به پيشگاه مقدس حضرت ولي‌عصر اروحنافداه و همه علاقه‌مندان به اهل‌بيت تسليت و تعزيت عرض مي‌کنيم و از خداي متعال مي‌خواهيم که در دنيا و آخرت دست ما را از دامان ايشان کوتاه نفرمايد.

شرايط زماني در اين ايام موضوع بحث را تعيين مي‌کند و نمي‌شود از آن گذشت و بايد هر کدام از ما به اندازه‌ لياقتمان ـ از مبدأ صفر تا بي‌نهايت ـ از اين اقيانوس بي‌کران رحمت الهي صلوات‌الله‌عليه استفاده کنيم. ما هم در اين ايام مي‌کوشيم اظهار ارادتي به پيشگاه مقدس ايشان داشته باشيم و از خداي متعال مي‌خواهيم که به برکت ايشان چيزي را که مورد رضايت اهل‌بيت است به ما الهام فرمايد و توفيق عمل آن را نيز مرحمت کند.

از پيغمبر اکرم صلي‌الله‌عليه‌وآله و ائمه اطهار سلام‌الله‌عليهم‌اجمعين مطالب عجيبي درباره محبت و توسل به سيدالشهدا و گريه و عزاداري براي ايشان نقل شده است، اما گاهي در اثر ناآگاهي و يا شبهه‌هاي شيطاني، براي بعضي جمع بين اين معارف با ديگر معارف ديني و حتي نصوص قرآني مشکل به نظر مي‌آيد. در اين بحث ابتدا يک شبهه مطرح مي‌کنيم و اميدواريم به برکت توسل به ائمه اطهار راه‌حل مقبول و دل‌نشيني به ما الهام شود.

محکم‌ترين آيه

يادم مي‌آيد امام رضوان‌الله‌عليه گاهي در درسشان موعظه مي‌فرمودند ـ معمولا اواخر سال يک جلسه از درس اصولشان را به موعظه اختصاص مي‌دادند و اين غير از درس اخلاقي بود که به صورت هفتگي داشتند. يکي از مطالبي که مکرر از ايشان شنيدم اين است که مي‌فرمودند: أحکمُ آية‌ في کتاب‌الله قوله عزوجل (محکم‌ترين آيه در قرآن کريم اين آيه است) «فَمَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَيْرًا يَرَهُ * وَمَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ»1 و به خصوص روي کلمه «يره» خيلي تأکيد مي‌کردند. در مقام موعظه مي‌فرمودند که مراقب باشيد چيزي را سبک نشماريد. اگر انسان حتي يک گناه را کوچک بشمارد عقوبتش را خواهد ديد و خود اين گناه در آن عالم به شکل عذاب مجسم مي‌شود. مي‌فرمودند محکم‌ترين آيه قرآن که هيچ تشابهي در آن نيست و تأويلي برنمي‌دارد و مفهوم آن خيلي واضح و قطعي است اين آيه است. شايد اين تعبير در روايت هم آمده باشد که محکم‌ترين آيه در قرآن اين آيه است که هر کس سر سوزني، به اندازه سنگيني يک ذره، خوبي کند آن را خواهد ديد و اگر به اندازه سنگيني يک ذره بدي کند، خواهد ديد. پس معناي محکم‌ترين آيه قرآن اين است که اگر ـ العياذ بالله‌ـ مبتلا به معصيتي شديم، ديگر برگشت ندارد مگر آن‌که توبه کنيم تا بخشيده شويم.

حال اين آيه با رواياتي که ثواب زيارت و گريه بر سيد‌الشهدا عليه‌السلام را بيان مي‌کند چگونه جمع مي‌شود؟ رواياتي از اين قبيل که هر کس براي سيدالشهدا عليه‌السلام گريه کند همه گناهانش بخشيده مي‌شود اگرچه به اندازه ريگ بيابان‌ها و برگ‌ درختان‌ باشد. يا درباره زيارت سيدالشهدا آمده که حتي يک السلام‌ عليک يا اباعبدالله ثواب حج و عمره دارد. اگر در کربلا زيارت کند که ثواب نود حج و نود عمره را دارد. حتي براي زيارت ايشان در روز عرفه يا برخي زمان‌هاي ديگر تا ثواب هزار حج و عمره بيان شده است. توجه داريد که در گذشته گاهي حج يک سال طول مي‌کشيد؛ اين‌که مقدماتش را فراهم کنند و با امکانات و شرايط آن زمان و با آن خطرها به حج مشرف شوند. حج مثل الان نبود که دو سه ساعت بروند و دو سه ساعت برگردند. حالا هزار تا چنين حج و عمره‌اي ثواب يک زيارت سيدالشهدا عليه‌السلام؟! اين روايات با آن آيه چگونه جمع مي‌شود؟

ما شيعيان مي‌دانيم (و حق هم همين است و همين باعث نجات‌مان است) که در آن‌چه اهل‌بيت عليهم‌السلام فرمودند شک و شبهه نيست. چه بسا ما سرّ آن را نمي‌دانيم، توجيه‌ آن را نمي‌فهميم، ولي مي‌دانيم که آنها اشتباه نمي‌کنند. هزار حج و عمره! اصلا مگر کسي مي‌تواند در عمرش هزار حج و عمره به جا بياورد؟ آن هم خانه خدا با آن همه تشريفات و احرام و طواف و سعي صفا و مروه و آن خطرهايي که آن زمان‌ها داشته است. چه‌طور مي‌شود يک زيارت يا حتي گريه در مجلس عزاي سيدالشهدا اين همه ثواب داشته باشد؟!

عکس‌العمل افراد ـ به حسب مرتبه تسليم‌شان ـ در برابر اين روايات بسيار متفاوت است. برخي که از اول خيلي گستاخانه مي‌گويند اينها دروغ است، قابل قبول نيست، مخصوصا وقتي چنين آيه‌اي داريم که هر کس سر سوزني کار بد کند حتما نتيجه‌اش را خواهد ديد، پس چگونه اين همه گناهان که به اندازه ريگ بيابان‌ها و به اندازه برگ درختان است با يک سلام يا يک گريه بخشيده مي‌شود؟! اين معنا با آن آيه چه طور مي‌سازد؟ آيه را که نمي‌شود بگوييم دروغ است، پس حتما اين روايات دروغ است! برخي اين‌گونه برخورد مي‌کنند.

برخي ديگر کمي ملايم‌ترند؛ مي‌گويند اين تعبيرات مبالغه‌آميز است. وقتي مي‌خواهند از چيزي تعريف کنند مي‌گويند هزار برابر. براي اين‌که مردم قدر زيارت امام حسين را بدانند تعبيرات مبالغه‌آميزي کرده‌اند. به هر حال اين سخن هم چيزي است شبيه سخن اول. انکار نيست يک پله نرم‌تر است، اما مي‌گويد معناي حقيقي‌ اين روايات، درست نيست و نمي‌شود آن را پذيرفت. کساني هم مثل ما مي‌گويند هر چه پيغمبر و ائمه گفته‌اند درست است، ما عقل‌مان نمي‌رسد. خيلي چيزها هست که حقيقت دارد و ما عقلمان نمي‌رسد.

ولي امروز بيشتر نسل جوان ما اين روحيه تعبد و تسليم را ندارند؛ يا بايد بيان قانع‌کننده‌اي برايشان ارايه کرد که دل‌نشين باشد و بفهمند و بپذيرند و يا اين‌که انکار مي‌کنند، و اين انکار هم توابعي دارد. شما فرض کنيد اگر در ذهن جواني اين باشد که آن‌چه درباره زيارت و عزاداري سيدالشهدا گفته شده را آخوندها درست کرده‌اند و اصلي ندارد، آن وقت ببينيد اصلا براي شيعه چه مي‌ماند؟ اگر سيدالشهدا و عزاداري‌هاي محرم و صفر زير سؤال برود مشکلات بسياري ايجاد مي‌شود. تنها همين نيست که مثلا بگوييم اين حديث و اين مطلب درست نيست. اين اشکال به خيلي از کارها تسري پيدا مي‌کند. صحبت يکي دوتا آخوند و يک روضه‌خوان و يک مداح نيست. آن همه تقيد و اهتمام شديد مراجع، بزرگان و اولياي خدا در طول تاريخ تشيع نسبت به زيارت سيدالشهدا عليه‌السلام و يا خواندن هر روزه زيارت عاشورا را در نظر بگيريد. حال اگر جواني يک درصد احتمال بدهد که همه اينها اصلي ندارد يا اغراق و مبالغه است کار خيلي مشکل مي‌شود و زمينه تزلزل فکري در نسل جوان ما نسبت به اين معارف به وجود مي‌آيد.

الحمدالله خداوند در جوان‌هاي ما گرايشي به اسلام و معنويت قرار داده که بي‌نظير است. خداوند ان‌شاءالله اين صفا و نورانيت را ثابت بدارد و آن را وسيله نجات ملت ما قرار بدهد، ولي به هر حال اين نگراني و دغدغه فکري وجود دارد که آيا اين درست است؟ چون نمي‌توان هر دو طرف را پذيرفت. کدام را بپذيريم؟ برخي مي‌گويند هر چه ائمه گفته‌اند همان درست است و به ايمانشان لطمه‌اي نمي‌خورد، اما خيلي‌ها حتي اين طور هم نمي‌توانند بگويند؛ مي‌گويند اينها که شما مي‌گوييد با قرآن نمي‌سازد، با عقل نمي‌سازد پس العياذبالله دورغ


ÇÏÇãå ãØáÈ
نویسنده: مرتضی ولی نژاد |تاریخ: 89/09/27 |موضوع: شبهات |

شبهه( آیا ظهور نزدیک است؟ برخی از سایت‌ها مدعی‌اند که...)
ش (تهران): آیا ظهور نزدیک است؟ برخی از سایت‌ها مدعی‌اند که مقام معظم رهبری همان سید خراسانی و احمدی نژاد نیز همان سردار اوست. پس ظهور خیلی نزدیک است؟!


ظهور بازمانده‌ی خدا (بقیة الله)‌، یعنی آخرین حجج و فرستادگان او، مقدمه‌ی تحقق هدف از خلقت، پیاده شدن همه‌ی دین و کمال فردی و اجتماعی بشریت است. از این رو همه‌ی معصومین علیهم‌السلام، از پیامبر اکرم (ص) تا حضرت مهدی (عج)، بر اهمیت و اجر انتظار توصیه‌های مؤکدی نموده‌اند. به عنوان مثال:

رسول اکرم (صلی الله علیه و آله): «طوبی للصابرین فی غیبته، طوبی للمقیمین علی محبته». (ینابیع الموده، ج ۳، ص ۱۰۱).

ترجمه: خوشا به حال صبر کنندگان در ایام غیبتش، خوشا به حال پایداران بر دوستی و محبتش.

امیرالمومنین (علیه السلام:) «انتظروا الفرج ولا تیاسوا من روح الله، فان احب الاعمال الی الله عزوجل انتظار الفرج ... و المنتظر للفرج کالمتشحط بدمه فی سبیل الله» (بحارالانوار ، ج ۵۲، ص ۱۲۳)

ترجمه: انتظار فرج بکشید و از رحمت خدا ناامید نگردید، زیرا محبوب ترین اعمال نزد خدای عزوجل، انتظار فرج است و همانا منتظران فرج مانند شهیدانی هستند که در راه خدا، در خون خود می غلتند.


ÇÏÇãå ãØáÈ
نویسنده: مرتضی ولی نژاد |تاریخ: 89/05/14 |موضوع: شبهات |

شبهه(هنگام نماز برای امام زمان (عج) سجاده پهن می‌کنند)
شبهات رایج در افواه  ش (تهران): قضیه این که برخی به هنگام نماز برای امام زمان (عج) سجاده پهن می‌کنند و یا به هنگام غذا خوردن برای او نیز بشقاب می‌گذارند چیست و چه حکمی دارد؟ شنیده شده برخی از مسئولین نیز چنین می‌کنند!

کسانی که چنین رفتارهایی بروز می‌دهند، چه مسئول باشند یا غیر مسئول، از دو گروه خارج نیستند:

الف – گروه اول که در اقلیت هم هستند،‌کسانی هستند که از شدت «اوهام» ذهنی و درونی، دچار بیماری‌هایی چون «اسکیزوفرنی» و شدیدتر از آن «شیزوفرنی» شده‌اند. مبتلایان به این بیماری، اوهام ذهنی خود را تصور می‌کنند و این تصور در آنها چنان شدت می‌یابد که به «تصدیق» می‌انجامد. یعنی واقعاً گمان می‌کنند که وهم و تصور آنها در عالم بیرونی واقعیت پیدا کرده است و آنها آن را می‌بینند یا می‌شنوند. لذا هر چه سعی کنید به آنها بباورانید که چنین نیست، قبول نمی‌کنند و می‌گویند که شما نمی‌فهمید. ما دیدیم – ما شنیدیم و  ... !




ÇÏÇãå ãØáÈ
نویسنده: مرتضی ولی نژاد |تاریخ: 89/05/10 |موضوع: شبهات |

چرا نماز را به فارسی نخوانیم؟!
چرا نماز را به فارسی نخوانیم؟!

سایت شبهه: قبل از هر پاسخی دقت شود که ریشه‌ی این شبهه و تبلیغ اقامه‌ی نماز به زبان فارسی یا هر کسی به زبان خودش (انگلیسی، چینی و ...) به دهه‌ی آخر دوره‌ی پهلوی بر می‌گردد. پس از انقلاب دیگر چنین سؤال یا شبهه‌ای طرح نگردید تا آن که در دوره‌ی آقای خاتمی و تک‌تازی «دگر اندیشان – قرائت جدیدی‌ها و به اصطلاح روشنفکران» دوباره به الفاظ و انشاءهای متفاوت طرح گردید.

مقصود اصلی از نماز «عبادت و بندگی» خداوند متعال است، اگر چه در این عبادت، راز و نیاز بنده با خالق و رب خود نیز صورت می‌پذیرد. و بندگی بدان شکلی است که معبود دستور می‌دهد و نه به آن شکلی که عبد می‌پسندد! که چنین عبادتی، عبادت خود است نه پروردگار.

شیطان نیز به خاطر همین نافرمانی و اختراع و اجتهاد در چگونگی عبادت از مقام قرب الهی رانده و اهل عذاب و جهنم شد. او که منکر وجود خداوند نگردیده بود، بلکه به خدا گفت: تو این عبادت سجده به آدم را از من بردار و من به گونه‌ای دیگر تو را عبادتی می‌کنم که هیچ بنده‌ای نکرده باشد! اما خداوند نپذیرفت. چرا که آن دیگر عبادت خودش بود و نه عبادت خداوند. عبادت یعنی اطاعت امر و نه فقط راز و نیاز.

البته دقت به این نکته ضروری است که وقتی باور و قبول کردیم که خداوند متعال علیم و حکیم است و نیازی هم به عبادت ما ندارد، بلکه بایدها، نبایدها و عبادات را به برای هدایت و رشد بندگان وضع کرده است، مشخص می‌شود که لابد حکمت‌ها و آثار متعددی در قانون وضع شده وجود دارد که تغییر آن، نه تنها آن آثار را از بین می‌برد، بلکه اساساً خروج از بندگی و اطاعت است.


ÇÏÇãå ãØáÈ
نویسنده: مرتضی ولی نژاد |تاریخ: 88/12/02 |موضوع: شبهات |

والنتاین، رفتارها و ساختارهای استثماری

سایت شبهه: متأسفانه با ترویج فرهنگ غربی در دهه‌ی گذشته و دوران به اصطلاح «گفتگوی تمدن‌ها با تسامح و تساهل در قبال فرهنگ منحط غرب و مقابله‌ی همه‌ جانبه با فرهنگ اسلام در موضوعات و عرصه‌های متفاوت»، تلاش گسترده‌ای برای ترویج فرهنگ «والنتاین» در میان ملل مسلمان و به ویژه ایرانیان صورت پذیرفت. بدون آن که به ریشه، اهداف و تعارض آن با فرهنگ‌ ما اشاره‌ای شود!

والنتاین (Valentine)، داستانی ساختگی مربوط به سده‌ی سوم میلادی در روم باستان است که در سال 2002 توسط رسانه‌های غربی مطرح شد و به سرعت در میان همه‌ی ملت‌ها با فرهنگ‌های متفاوت ترویج شد و جالب آن که حتی در اذهان عمومی جهان غرب نیز این سؤال مطرح نشد که چرا تا کنون به (والنتاین Valentine) اشاره‌ای نشده بود؟ این داستان تخیلی و پوسیده‌ی تاریخی از کجا پیدا شد؟ و چه شد که فرهنگ استثماری به ناگاه آن را شناخت و به یاد بزرگداشت آن و اختصاص روزی به نام روز عشق افتاد؟!

خلاصه‌ی اصل داستان تخیلی بدین قرار است که گفته‌اند: در زمان فرمانروایی «کلودیوس دوم» در روم و در سده‌ی سوم میلادی، به نظامی‌گری توجه بسیاری می‌شد و فرمانروا به خاطر استثمار کامل سربازان، از ازدواج آنها ممانعت می‌نمود. اما کشیشی به نام (والنتاین Valentine) به صورت مخفیانه یا آشکار مبادرت به عقد سربازان با دختران مورد نظرشان می‌نمود.


ÇÏÇãå ãØáÈ
نویسنده: مرتضی ولی نژاد |تاریخ: 88/11/25 |موضوع: مناسبت ها |

دانشجویان حامی جبهه پایداری - حامیان جبهه پایداری در فضای مجازی