|
در
پی ات پرسه زنان می گردم
هر کجا می
نگرم از تو رد پایی نیست
همه جا نام
دل آرای تو را می شنوم
اسم تو هست
ولی از تو معمایی نیست
صبر هم
خسته شد از صبر دل خسته ی من
جلوه ای کن
که دگر صبر و شکیبایی نیست
در دل
سوخته ام جز تو دل آرایی نیست
از در
خویش مرانم که مرا در همه عمر
به جز از
دیدن روی تو تمنایی نیست
|