تبليغاتX
همسفر عشق



پیام های طلایی در قلاده های طلا

فیلم سیاسی "قلاده های طلا " از آقای ابوالقاسم طالبی را دیدم به نظرم بهترین فیلمی بود که چهره کریه فتنه 88 را نشان داد و از آن دسته از فیلم هایی است که ارزش چندبار دیدن را دارد پیام ها و نکته های طلایی را داشت" از آشوب های خیابانی و نقش بهایی ها، منافقین و نفوذ جاسوس ها در اطلاعات ایران و سایر قسمت های مختلف بگیرید تا افرادی که به بهانه تقلب فریب این افراد را خوردند و ناخواسته در بازی آن ها قرار گرفتند.

در بین همه صحنه هایی که مشاهده میکردم دلم برای بچه بسیجی هایی سوخت که خیلی خیلی مظلومانه در برابر حملات آشوبگران به پایگاه نظامی مقاومت میکردند. و بعد از این صحنه ی فیلم ناخواسته یادم آمد که ما در این فتنه سی و چند شهید داشتیم که خیلی خیلی  مظلومند و هیچ نامی ازشان نیست.

قلاده های طلا فیلم بسیار خوبی هست و مطمئنا هر فیلمی بی عیب و نقص نیست. بنده هم  نه منتقد سینما ، نه کارشناس در این زمینه و نه در مقامی هستم که بتوانم نقد کنم  اما انتظارم از این فیلم خیلی بیشتر از آن چیزی بود که فکرش را میکردم و به نظرم 100 دقیقه برای این فیلم زمان بسیار اندکی بود شاید اگر بصورت سریال ساخته میشد خیلی بهتر به جزئیات فتنه پرداخته میشد چون نکات زیادی وجود داشت که به اون پرداخته نشد یا خیلی سریع  از آن ها عبور شد.

در آخر باید بگویم که این همه مخالف ها برای اکران این فیلم کاملا طبیعی است و حتما تیغی خواهد بود به چشم همه معاندان نظام جمهوری اسلامی.


برچسب‌ها: پیام های طلایی در قلاده های طلا, مظلومت بچه های بسیج, آشوبگران, نقش بهایی ها
نویسنده: مرتضی ولی نژاد |تاریخ: 91/01/04 |موضوع: معرفی و نقد فیلم ها و سریال ها |

فراهانی و "جای اژدها"
فیلم جای اژدها (there be dragons) به کارگردانی رولند جفی و بازیگری گلشیفته فراهانی در نقش لیلا محصول سال 2011 است.

داستان فیلم در بحبوحه ی جنگ داخلی اسپانیا و در حالی که وحشت همه جا را فرا گرفته، او توسط یک روزنامه نگار به ارتباطات عمیق پدرش و نفوذ عمیق و تاریک او در زندگی است، پی می برد.
 
Charlie Cox, Wes Bentley and Dougray Scott
فيلم‌های ديگری كه گلشيفته در آن‌ها بازی می‌كند و قرار است در آينده اكران شوند فيلم فرانسوی به نام (Si tu meurs, je te tue) و در نقش یکم به كارگردانی (Hiner Saleem) و در فيلم (Chicken with Plums) به كارگردانی (Vincent Paronnaud) و (Marjane Satrapi) حضور داشته است.
فراهانی چندی پیش در اظهاراتی که همراه تصاویر وی در نشریه مد wox - که در نمایش عکس های عریان سابقه دارد- گفته بود که از حجاب متنفر است. البته انتظار بیشتری هم نیست!!
 
از دیگر سو گلشیفته فراهانی در فیلم "جای اژدها" براحتی دوگاری اسکات بازیگر مرد فیلم را می بوسد و با لباس خواب در کنار وی هم بستر میشود  و صحنه های نیمه برهنه وی با دوگاری اسکات که نقش دوست پسر وی را دارد، سکانس های دیگر فیلم را شکل داده اند. اینجاست معلوم می شود که چرا این هنرپیشه موفق!! باید از حجاب متنفر باشد.

کم نبودند کسانی مانند فراهانی که امید هالییوودی شدن داشتند و همه چیز را نادیده گرفتند...
 اما در نهایت وقتی استفاده تبلیغاتی و ابزاری این ستاره ها!! به پایان می رسد اندک اندک حتی نشریات مبتذل مد هم به سراغ آنها نخواهند رفت و تاریخ مصرفشان!! به پایان میرسد.

پیش بینی های دکتر عباسی درباره گلشیفته فراهانی(
تحليل فيلم جايي ديگر و افشاي نقشه هاليوود در تسخير فرهنگ ايراني) دانلود  (حتما دانلود کنید)

 

نویسنده: مرتضی ولی نژاد |تاریخ: 90/06/07 |موضوع: معرفی و نقد فیلم ها و سریال ها |

نارسیسم پایتخت

چند روزیست به بهانه نوروز سریالی از سیمای جمهوری اسلامی ایران تحت عنوان پایتخت پخش می شود. هر چند ظاهر سریال طنز و صرفا جهت خنداندن مخاطبان پخش می شود  ولی جای بسی تامل و واکاوی دارد، سریالی که در آن محسن تنابنده به عنوان یکی از نویسندگان و بازیگران اصلی و بازیگر نقش اول ایفای نقش می کند.

    در اکثر صحنه های سریال نویسنده با به مسخره گرفتن گویش مازندرانی سعی دارد تا این قوم متمدن و ریشه دار را افرادی عقب افتاده، بی فرهنگ و به اصطلاح عامیانه ندید - بدید نشان دهد. جالب است که در فضای آرام کشور عزیزمان ایران که از قومیت های مختلف تشکیل شده است، همه تلاششان جهت حفظ وحدت اسلامی اقوام است، جریانی این چنین فرهنگ یک قوم را به مسخره می گیرد. جای بسی تعجب است که این جریان چگونه شکل گرفته و هدایت می شود؟ 

   جریانی که دیروز با تمسخر هموطنان ترک زبان در روزنانه ها و همچنین ساختن و هدایت لطیفه های ترکی ، کردی ، لری و رشتی عمل می نمود امروز با نارسیسم تهرانی خرد، مازندران عزیزمان را به باد تمسخر و ایراد گرفته است. مازندران یا طبرستانی که اولین ایستگاه تشیع بود و به استناد شواهد تاریخی از قرن سوم هجری امام زادگان شریف جهت تشویق مردم به گرویدن به اسلام شیعی و ترویج این دین به مازندران عزیمت نمودند. وجود بیش از هزار امام زاده در منطقه شمال کشور خود دلیلی بر این مدعاست. مازندرانی که از سالهای دور زادگاه علمای بزرگی چون ابن شهر آشوب و محمدبن جریر طبرسی و .... و امروز نیز بزرگانی چون علامه حسن زاده آملی و آیت الله جوادی آملی و روءسای دو قوه قضاییه  و مقننه به خود افتخار می نماید.

حال جای این سوال باقی است مگر نه اینکه خداوند در قرآن کریم فرمودند:

انا خلقناکم من ذکر و انثی و جعلناکم شعوبا و قبائل لتعارفو ان اکرمکم عندالله اتقئکم ...(سوره حجرات آیه 13)  

  پس چرا جریان نارسیسم تهرانی اینگونه با فرهنگ یک قوم و قبیله بازی می کند؟ 

   چرا مسئولین فرهنگی کشور و نوعا استان مازندران در مقابل این هجوم فرهنگی سکوت کرده و هیچ عکس العملی نشان نمی دهند؟

   جای بسی تاسف است که صدا و سیمای مازندران با مثبت ارزیابی کردن و نشان دادن رضایت کاذب عوام با استراتژی فرار به جلو سعی در پیشگیری از بروز احتمالی تنش از سوی فرهیختگان و صاحبنظران و تحصیل کرده های مازندرانی داشته باشد. ضرغامی و عواملش در صدا و سیما باید از مردم مازندران عذر خواهی کنند.

                                                                           سید جابر کریمی آکندی (جامعه شناس)

نویسنده: مرتضی ولی نژاد |تاریخ: 90/01/12 |موضوع: معرفی و نقد فیلم ها و سریال ها |

نقد فيلم

سینمای ایران ، در آستانه 30 سالگی پیروزی انقلاب اسلامی و در زمان نزدیک به جشنواره بین المللی فیلم فجر ، همچنان با خودنمایی فیلم فارسی های نوین روبروست . فیلم هایی که تجارت گیشه را هدف قرار داده اند . البته در این میان فیلم های متفاوتی هم وجود دارند که به دلیل خنثی بودن ، اثرگذار نیستند.

 

نمونه بارز فیلم فارسی $

فیلم " دلداده " به کارگردانی قدرت الله صلح میرزایی ، نمونه بارز یک فیلم فارسی نوین است . به این معنی که عناصر اساسی آن را مورادی پیش پا افتاده و مبتذل تشکیل داده است . داستان این فیلم ، روایت یک دختر جوان ایرانی است که از آمریکا به ایران مهاجرت می کند تا به خاطر وصیت پدرش برای دریافت ارثیه ، با یک مرد ایرانی ازدواج کند . اما یک اتفاق باعث ایجاد گره در کار او می شود . خطوط تلفنی آپارتمان به هم می ریزد و به همین دلیل همسایه ها از برنامه این دختر باخبر می شوند . به این علت همه آنها برای ازدواج با این دختر به صف می شوند !!!!!

اولین نکته ای که در برخورد با فیلم عیان است ، نام آن است . دلداده ، عنوانی که مشخص میکند فیلم درباره چیست و بسیار هم سطحی است . دیگر ویژگی فیلم داستان غیر منطقی اش است . همه چیز در آن براساس تصادف رخ میدهد . مثل آگاهی پسرهای آپارتمان از نقشه دختر که در اثر یک اتفاق یعنی خراب شدن خطوط تلفن اتفاق می افتد . همچنین روایت فیلم شکل گرفته از فضاها ، تیپها و اتفاقاتی است که در ده ها فیلم گیشه ای دیگر دیده شده بود . بدون هیچ گونه نو آوری . از جمله ، روابط عاشقانه بین دختر ها و پسرهای جوان ، طنزی رقیق ، کم رمق و بی هدف استفاده از بازیگران تلویزیونی ، زد و خورد ف موسیقی پاپ و ........ و دیگر هیچ !!!

 

فیلمی ملی ، اما بیگانه با مردم !

فیلم " آتش سبز " به کارگردانی محمد رضا اصلانی ، یکی از فیلم هایی است که با هدف معرفی بخش هایی از فرهنگ ایرانی ساخته شده است . به اعتقاد کارگردان این فیلم و ادعای مدیران سینمایی ، نمونه ای از همان سینمای ملی است که همیشه در جست و جوی آن هستیم . اما در مورد این فیلم باید گفت که به جز چند تصویر مینیاتورگونه و زیبا از طبیعت و نماهای تاریخی ایران و همچنین دستمایه قرار دادن یک افسانه عامیانه قدیمی ، بهره گیری از فرهنگ ملی ما برده نشده است .

فیلم ملی باید آرمان ها و دردهای مردم یک کشور را منعکس کند . آتش سبز اما فیلمی بی دغدغه و خنثی با یک روایت تخت و سردتاریخی – اسطوره ای است . یکی از مهم ترین ویژگی های یک فیلم تاریخی این است که با جامعه امروز پیوند برقرار کند و از ورای تعریف داستانی درباره گذشته ، مخاطب خود را به سمت آینده ای روشن رهنمون سازد ، نه این که همچون فیلم اخیر اصلانی  ، آنقدر نخبه گرایانه و ثقیل باشد که مردم امروز ایران نتوانند هیچ ارتباطی با آن برقرار نمایند . بله . بزرگترین مشکل آتش سبز همین است که به دلیل زبان دشوار و پیچیده اش مردم عادی نمی توانند با آن همراه شوند . درک چنین فیلم هایی نیاز به رسیدن به سطحی خاص از سواد و درک سینمایی دارد . چون فیلمی نمادین است و مخاطب خود را خسته می نماید .

 

گرفتار در افراط و تفریط ؟

"چارچنگولی" تازه ترین ساخته سعید سهیلی ، فیلمی در قالب کمدی فانتزیک است . به این معنی که ماجراهای آ« واقعی نیستند . به گفته کارگردان فیلم این اثر بر اساس یک اتفاق واقعی یعنی وجود لاله و لادن ، دو قلوی به هم چسبیده ای که چند سال پیش عمل جداسازی آنها به شکست انجامید و از دنیا رفتند ساخته شده است . هر چند ایده فیلم از این ماجرا شروع شده است ، اما داستان آن چندان تطابقی با آن ماجرا ندارد .

موضوع فیلم تازگی دارد و تاکنون فیلمی در این باره در ایران ساخته نشده است . "چارچنگولی" با طرح داستانی که در آن دو برادر دوقلو دارای عقاید و شخصیتی متعارض هستند ، به هجو افراط و تفریط پرداخته است . در عین حال راه درست را هم به عنوان راه تعادل معرفی می کند . مصداق عینی این راه را بسیجی ها و روحانی های فیلم می دانند .

" چارچنگولی" اما خودش نیز دچار همین افراط و تفریط ها شده است و این عامل سبب گسست بین ساختار فیلم و محتوای آن و همچنین از دست رفتن یکنواختی آن شده است . فیلم در طرح برخی از شوخی ها و موقعیت های طنز دچار افراط شده است و برای به خنده واداشتند مخاطب در برخی لحظات از روش هایی استفاده کرده که با طنز حقیقی متعهد فاصله دارد . همچنین در عمق بخشیدن به شخصیت ها دچار تفریط شده است . آدم های مثبت فیلم که الگوی رفتار درست هستند ، در سطح باقی مانده اند و به جز ظاهر و بعضی واکنش های معمولی تصویر دیگری از آنها ارائه نمی شود . این امر سبب شده است که این فیلم برای القی پیام خود از دیالوگ و حرف استفاده کند و دچار شعار زدگی شود . همچنین دو فصل پایانی فیلم هم غیر منطقی و هم ضعیف هستند و روایت فیلم را دچار از هم پاشیدگی کرده اند .

نگارنده  : علی تربتی

نویسنده: مرتضی ولی نژاد |تاریخ: 89/08/14 |موضوع: معرفی و نقد فیلم ها و سریال ها |

نقدي بر اپيزود «ننه گيلانه» از مجموعه «روايت سه گانه»

ننه گیلانه و فرزندان او

سینمای اجتماعی بنی اعتماد این بار با همراهی عبدالوهاب، در وادی جنگ و آسیبهای آن تجربه می شود. فیلمسازان، همچون آثار مستندشان، فیلم را بر پایه پژوهشی دقیق درباره آسیب دیدگان جنگ ساخته اند و حاصل این مطالعه به واقعی تر شدن تصاویر انجامیده است.

* خلاصه داستان

قصه اول: گیلانه و می گل
جنگ درگرفته است. گیلانه و خانواده اش دور از جنگ، در بهشت به ظاهر امن گیلان، منطقه دیلمان، دور از هیاهوی جنگ به سرمی برند. اما جهنم جنگ به بهشت هم می رسد. اسماعیل، پسرگیلانه، رهسپار جنگ می شود و گیلانه و دختر باردارش، می گل، در پی داماد گریخته از سربازی راهی تهران می شوند. وقتی می رسند شوهر می گل را به سربازی برده اند. داماد گیلانه را هرگز در فیلم نمی بینیم.

قصه دوم: گیلانه و اسماعیل
پانزده سال گذشته است. گیلانه زخمدار و شکسته، از پسر معلولش پرستاری می کند. اسماعیل در جنگ قطع نخاع شده و وقتی با این حال برگشته، نامزدش ترکش گفته است. مادر، تک و تنها بچه اش را تر وخشک می کند، در حالی که در انتظار زنی، شاید خیالی نشسته که بیاید و عروس او شود. عروس گیلانه را هرگز در فیلم نمی بینیم.

ÇÏÇãå ãØáÈ
نویسنده: مرتضی ولی نژاد |تاریخ: 89/08/14 |موضوع: معرفی و نقد فیلم ها و سریال ها |

مروري نقادانه بر آثار حاتمي كيا و نقدي بر «به نام پدر» /اپيزودهاي تاريخي و زمان
نوسانات حاتمی کیا پس از آژانس شیشه ای ادامه یافت. تأثیر گفتمان های زمان و دوران پس از جنگ از یک سو، وسوسه کار هنری از سوی دیگر، مسایل و ایده های دهه هفتاد و دوران اصلاحات و مسیرهایی برای تنظیم نگرش حامیان انقلاب با زمانه نو و ضمناً بر آمد و رشد مسئله جوانان و فاصله دو نسل، مشغله های حاتمی کیا در «موج مرده» و «روبان قرمز» است.

اکنون حاتمی کیا با وصل نیکان، در موضع مرزبندی با نقد منتقدان و مدعیانی بود که مثل او پرورش یافتگان جنبش دینی بودند و دو پیراهن بیش از او پاره کرده بودند و زودتر از او لب به اعتراض روشنفکرانه گشودند و با عروسی خوبان شروع به هشدار دادن کرده بودند؛ البته مخملباف، تفاوتی با حاتمی کیا داشت. او فرزند روشنفکری رادیکال و آشتی ناپذیر دوران مشی چریکی و زاده دامن رمانتیسم شریعتی است که از میراث انقلاب های سوسیالیستی به ایده آل های لیبرالی؛ اما به همان میزان آلوده رادیکالیسم و انقلاب گری و خود مداری جزم روی آورده است؛ اما حاتمی کیا فرزند بی واسطه تجربه و فضای انقلاب اسلامی امام خمینی (قدس سره الشریف) و جبهه و جنگ است. و نقد رادیکال او از غلبه بوروکراسی بر انقلاب، مبین آرمان خواهی دیگری است؛ هر چند او بنا به سرشت هنرمندانه خود با آمادگی بیشتری نسبت به اهل سیاست، ضرورت اتخاذ یک نگرش باز به انسان ها را درک کرده و از روایت زندگی براساس منتظر قدرت، کوشیده ضمن همه وابستگی ها به نظام قدرت، چشمی هم از موضع تماشای مردم و نقد آنها یا لااقل چشم نقاد آرمانگرایان به واقعیت بگشاید و نسبت تفکر و حقیقت را در سینمای خود، از محدودیت روایت قدرت برهاند و با خرید هزار بلا و ابتلا، به بازی دو سویه با منطق تحولات حاکم بپردازد؛ از سویی پیوند با میراث حکومتی امام (ره) و از سوی دیگر، نقد آن.
نخستین طلیعه این نگرش را باز در ارتباط با تحولات زمان، باید در «از کرخه تا راین» جست و جو کرد. آشنایی با خانم جلالی خبرنگار و فیلمساز و همسر آلمانی اش که درباره بسیجی ها کار می کردند، به تولد یک درام بر متن تجربه انقلاب و جنگ منتهی شد که جدا از تأثیر گذاری، تخطی آن از خط قرمزهای زمانه خود قابل توجه است. آن تفسیر دگم از «دیگری»، «بیگانه» و «غیر» و هر کس که تسلیم روایت رسمی نبود و نگرش خصمانه به ایرانیان مهاجر و همه غربیان و... در از کرخه تا راین منتفی بود. فیلم با استقبال عمومی مواجه شد. زمانه دیگر سر می رسید و دیگر ادراکی که در شرایط جنگی، محصول همه فضاهای خون و آتش و آشتی ناپذیری و دو دسته شدن علت به خودی و غیر خودی است، با همان حد و مرزهای سفت و سخت، قابل قبول نبود. حاتمی کیا می خواست، جدا از تفسیر پر شک و تردید روشنفکران دینی، ضمن حفظ اصالت، با دگماتیزم قدرتمندان یا افراد دارای مطامع و انگیزه های پشت پرده که به استبداد متمایل بودند و راه حل طره ای از موهای بیرون افتاده از مقنعه را پاشیدن اسید و بگیر و ببند می دانستند، مرزبندی کند.


ÇÏÇãå ãØáÈ
نویسنده: مرتضی ولی نژاد |تاریخ: 89/08/14 |موضوع: معرفی و نقد فیلم ها و سریال ها |

نقد و تحليل فيلم سينمايي روز سوم

«روز سوم» فیلمی در ژانر ملودرام است. همانگونه که نگارنده پیش تر در نقد فیلم «میم مثل مادر» اشاره ای داشته است. ملودرام، درامی است مردم پسند با مجموعه ای از فصل های پرهیجان، احساساتی و بیشتر رقت بار؛ درامی که طرحی ساده دارد. شخصیت پردازی در آن ساده گرا است و در بیشتر موارد دو دسته آدم خوب و بد را رویاروی هم قرار می دهد. در روز سوم هم دو دسته کاراکترهای خوب و بد مقابل هم قرار می گیرند: رزمندگان ایرانی شخصیت های مثبت هستند در کنار سمیره (باران کوثری) که همه برای نجات او به آب و آتش می زنند. در سویی دیگر عراقی ها قرار دارند که کاراکترهای منفی فیلم محسوب می شوند حتی خود افسر عراقی «فؤاد» (حامد بهداد) هم در قساوت چیزی کم نمی گذارد در جایی پرجمعیت از خرمشهر بمب گذاری می کند و در کشتن رزمندگان ایرانی هم تردیدی به خود راه نمی دهد. تنها جلوه مثبت او، عشق به سمیره است که این عشق هم شخصیت منفی او را تلطیف می کند هم مایه ملودراماتیک اصلی داستان را تشکیل می دهد. فیلم نکته مثبتش در روی آوردن به حیطه ملودرام است. داستان عشق فؤاد به سمیره به هرحال دیدنی است. اما مشکل از آنجا آغاز می شود که وارد عرصه دفاع مقدس می شویم. «روز سوم» بین دو دسته فیلم های عظیم جنگی مانند «دوئل» و درام های جمع و جور جنگی مثل «مهاجر» و «دیده بان»؛ به دسته دوم تعلق دارد. بخشی از روز سوم بخصوص از لحاظ پیروی از کلیشه های گونه جنگی تکرار گذشته است. در صورتی که پس از گذشت سالها از پایان جنگ، انتظار می رود در آثار سینمایی نگاه تازه تری به مقوله «دفاع مقدس» بشود به همین جهت «روز سوم» در سطح یک فیلم متوسط جنگی متوقف می ماند و به سطح فیلم های شاخص دفاع مقدس نمی رسد. فیلم، البته همانطور که ذکر شد ضربه اصلی را از تصویر کلیشه ای از جنگ و رایج در فیلم های جنگی می خورد اکثر صحنه های جنگی اغراق آمیز و غیرواقعی است، اینکه هر نفر ایرانی ده ها عراقی را یک تنه به گلوله ببندد و اینکه رزمندگان ایرانی آن قدر فرصت داشته باشند که با آرپی جی هدف گیری کنند و حتی هدف گیری خود را تغییر دهند، در حالی که عراقی ها اسلحه به دست فقط آنها را نگاه کنند و فقط وقتی شلیک کنند که گلوله آرپی جی شلیک شده باشد فضا را یک طرفه و غیرواقعی می کند یا وقتی رزمندگان در کانال پناه گرفته اند، آن قدر آمدن عراقی ها که فاصله چندانی با آنها ندارند، طول می کشد که همه رزمندگان سرفرصت بتوانند وصیت کنند، هرچند برخی از وصیت های آنها تاثیرگذار است ولی به علت یاد شده این فصل بیش از حدطولانی و غیرواقعی می شود. اگر ارتش عراق اینقدر ضعیف بوده، به قول معروف چرا جنگ هشت سال طول کشید؟ یا کاراکتر مهدی (برزو ارجمند) را به یاد بیاوریم که وسط گیرو دار جنگ و در حالی که زخمی شده به فکر انتقام ناموسی است!! و وقتی او با رضا (پوریا پورسرخ) درگیر می شود عراقی ها که با آنها فاصله چندانی ندارند در حالی که آن دو همدیگر را می زنند، فقط به اطراف آنها تیراندازی می کنند تا آنها سرفرصت بتوانند فرار کنند.



ÇÏÇãå ãØáÈ
نویسنده: مرتضی ولی نژاد |تاریخ: 89/08/14 |موضوع: معرفی و نقد فیلم ها و سریال ها |

دانشجویان حامی جبهه پایداری - حامیان جبهه پایداری در فضای مجازی