سینمای
ایران ، در آستانه 30 سالگی پیروزی انقلاب اسلامی و در زمان نزدیک به
جشنواره بین المللی فیلم فجر ، همچنان با خودنمایی فیلم فارسی های نوین
روبروست . فیلم هایی که تجارت گیشه را هدف قرار داده اند . البته در این
میان فیلم های متفاوتی هم وجود دارند که به دلیل خنثی بودن ، اثرگذار
نیستند.
نمونه بارز فیلم فارسی $
فیلم
" دلداده " به کارگردانی قدرت الله صلح میرزایی ، نمونه بارز یک فیلم
فارسی نوین است . به این معنی که عناصر اساسی آن را مورادی پیش پا افتاده
و مبتذل تشکیل داده است . داستان این فیلم ، روایت یک دختر جوان ایرانی
است که از آمریکا به ایران مهاجرت می کند تا به خاطر وصیت پدرش برای
دریافت ارثیه ، با یک مرد ایرانی ازدواج کند . اما یک اتفاق باعث ایجاد
گره در کار او می شود . خطوط تلفنی آپارتمان به هم می ریزد و به همین دلیل
همسایه ها از برنامه این دختر باخبر می شوند . به این علت همه آنها برای
ازدواج با این دختر به صف می شوند !!!!!
اولین
نکته ای که در برخورد با فیلم عیان است ، نام آن است . دلداده ، عنوانی که
مشخص میکند فیلم درباره چیست و بسیار هم سطحی است . دیگر ویژگی فیلم
داستان غیر منطقی اش است . همه چیز در آن براساس تصادف رخ میدهد . مثل
آگاهی پسرهای آپارتمان از نقشه دختر که در اثر یک اتفاق یعنی خراب شدن
خطوط تلفن اتفاق می افتد . همچنین روایت فیلم شکل گرفته از فضاها ، تیپها
و اتفاقاتی است که در ده ها فیلم گیشه ای دیگر دیده شده بود . بدون هیچ
گونه نو آوری . از جمله ، روابط عاشقانه بین دختر ها و پسرهای جوان ، طنزی
رقیق ، کم رمق و بی هدف استفاده از بازیگران تلویزیونی ، زد و خورد ف
موسیقی پاپ و ........ و دیگر هیچ !!!
فیلمی ملی ، اما بیگانه با مردم !
فیلم
" آتش سبز " به کارگردانی محمد رضا اصلانی ، یکی از فیلم هایی است که با
هدف معرفی بخش هایی از فرهنگ ایرانی ساخته شده است . به اعتقاد کارگردان
این فیلم و ادعای مدیران سینمایی ، نمونه ای از همان سینمای ملی است که
همیشه در جست و جوی آن هستیم . اما در مورد این فیلم باید گفت که به جز
چند تصویر مینیاتورگونه و زیبا از طبیعت و نماهای تاریخی ایران و همچنین
دستمایه قرار دادن یک افسانه عامیانه قدیمی ، بهره گیری از فرهنگ ملی ما
برده نشده است .
فیلم
ملی باید آرمان ها و دردهای مردم یک کشور را منعکس کند . آتش سبز اما
فیلمی بی دغدغه و خنثی با یک روایت تخت و سردتاریخی – اسطوره ای است . یکی
از مهم ترین ویژگی های یک فیلم تاریخی این است که با جامعه امروز پیوند
برقرار کند و از ورای تعریف داستانی درباره گذشته ، مخاطب خود را به سمت
آینده ای روشن رهنمون سازد ، نه این که همچون فیلم اخیر اصلانی ، آنقدر
نخبه گرایانه و ثقیل باشد که مردم امروز ایران نتوانند هیچ ارتباطی با آن
برقرار نمایند . بله . بزرگترین مشکل آتش سبز همین است که به دلیل زبان
دشوار و پیچیده اش مردم عادی نمی توانند با آن همراه شوند . درک چنین فیلم
هایی نیاز به رسیدن به سطحی خاص از سواد و درک سینمایی دارد . چون فیلمی
نمادین است و مخاطب خود را خسته می نماید .
گرفتار در افراط و تفریط ؟
"چارچنگولی"
تازه ترین ساخته سعید سهیلی ، فیلمی در قالب کمدی فانتزیک است . به این
معنی که ماجراهای آ« واقعی نیستند . به گفته کارگردان فیلم این اثر بر
اساس یک اتفاق واقعی یعنی وجود لاله و لادن ، دو قلوی به هم چسبیده ای که
چند سال پیش عمل جداسازی آنها به شکست انجامید و از دنیا رفتند ساخته شده
است . هر چند ایده فیلم از این ماجرا شروع شده است ، اما داستان آن چندان
تطابقی با آن ماجرا ندارد .
موضوع
فیلم تازگی دارد و تاکنون فیلمی در این باره در ایران ساخته نشده است .
"چارچنگولی" با طرح داستانی که در آن دو برادر دوقلو دارای عقاید و شخصیتی
متعارض هستند ، به هجو افراط و تفریط پرداخته است . در عین حال راه درست
را هم به عنوان راه تعادل معرفی می کند . مصداق عینی این راه را بسیجی ها
و روحانی های فیلم می دانند .
"
چارچنگولی" اما خودش نیز دچار همین افراط و تفریط ها شده است و این عامل
سبب گسست بین ساختار فیلم و محتوای آن و همچنین از دست رفتن یکنواختی آن
شده است . فیلم در طرح برخی از شوخی ها و موقعیت های طنز دچار افراط شده
است و برای به خنده واداشتند مخاطب در برخی لحظات از روش هایی استفاده
کرده که با طنز حقیقی متعهد فاصله دارد . همچنین در عمق بخشیدن به شخصیت
ها دچار تفریط شده است . آدم های مثبت فیلم که الگوی رفتار درست هستند ،
در سطح باقی مانده اند و به جز ظاهر و بعضی واکنش های معمولی تصویر دیگری
از آنها ارائه نمی شود . این امر سبب شده است که این فیلم برای القی پیام
خود از دیالوگ و حرف استفاده کند و دچار شعار زدگی شود . همچنین دو فصل
پایانی فیلم هم غیر منطقی و هم ضعیف هستند و روایت فیلم را دچار از هم
پاشیدگی کرده اند .